WORDLE فارسی

بسرشم

5 letters·فارسی
verb

بسرشم—«بسرشم» یعنی «بشمارم»؛ چیزی را با عدد حساب کنم.

Daily Puzzle #40 · ۷ مرداد ۱۴۰۰
هنوز نظری نیست