Wordle
.
Global
Wordle فارسی
/
آرشیو
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,895
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#1895
۵ شهریور ۱۴۰۵
?
?
?
?
?
کلمه امروز — بازی کنید تا آشکار شود!
#1894
مسئول
صفت
کسی که وظیفه یا اختیار انجام کاری را دارد و در برابر آن پاسخگوست.
#1893
زاویه
اسم
زاویه یعنی گوشه یا فاصلهٔ بین دو خط یا دو سطح که به هم میرسند.
#1892
مهاجم
اسم
کسی یا چیزی که به دیگران حمله میکند یا برای آسیبزدن و پیشروی یورش میبرد.
#1891
رهایی
اسم
آزاد شدن یا نجات یافتن از بند، گرفتاری یا محدودیت.
#1890
حکومت
اسم
دولت و ادارهٔ سیاسی یک کشور؛ مجموعه نهادهای حاکم که کشور را مدیریت میکنند.
#1889
پنجره
اسم
بازشویی در دیوار یا سقف که با شیشه یا قاب پوشیده میشود و نور و هوا را به داخل میآورد.
#1888
سردار
اسم
عنوانی برای فرمانده یا مقام ارشد نظامی؛ همچنین گاهی بهصورت لقب یا نام خانوادگی بهکار میرود.
#1887
سلاخی
اسم
کشتن و تکهتکه کردن حیوانات برای گوشت؛ کارِ قصابی.
#1886
صنایع
اسم
بخش تولید و ساخت کالاها در کارخانهها و کارگاهها؛ صنعتها.
#1885
محافظ
اسم
کسی یا چیزی که از فرد، مکان یا وسیلهای نگهبانی و حفاظت میکند.
#1884
تبدیل
اسم
تبدیل یعنی عوض کردن یا تغییر دادنِ چیزی به شکل یا حالت دیگر.
#1883
همکار
اسم
شخصی که با دیگری در یک کار یا محل کار همکاری میکند؛ همپیشه یا همکار اداری.
#1882
کشیده
صفت
کشیده: چیزی که کشیده و دراز شده یا شکل بلند و باریکی پیدا کرده است.
#1881
بنگاه
اسم
مؤسسه یا محل انجام کارهای تجاری و خدماتی، مثل بنگاه معاملات املاک.
#1880
خیریه
اسم
سازمان یا مؤسسهای که برای کمک به نیازمندان و کارهای عامالمنفعه فعالیت میکند.
#1879
معتقد
صفت
کسی که به چیزی باور دارد و آن را درست میداند.
#1878
حاضری
اسم
درخواست اعلام حضور در کلاس یا جمع؛ جواب «حاضر» هنگام حضور و غیاب.
#1877
تاکسی
اسم
خودروی کرایهای برای جابهجایی مسافر در شهر یا بین شهرها.
#1876
هنگام
اسم
به معنی «زمان» یا «موقع»؛ مثل «هنگامِ رفتن» یعنی وقتِ رفتن.
#1875
خریدن
فعل
خریدن یعنی چیزی را در برابر پول پرداخت کردن و مالک آن شدن.
#1874
دلاور
صفت
کسی که شجاع و بیباک است و در برابر خطر نمیترسد.
#1873
مشابه
صفت
شبیه یا همسان با چیزی دیگر؛ دارای شباهت زیاد.
#1872
سرداب
اسم
زیرزمینِ خنکِ خانه یا ساختمان که برای نگهداری مواد غذایی یا فرار از گرما استفاده میشود.
#1871
سابقه
اسم
پیشینه و سوابقِ قبلیِ یک فرد یا چیز، مثل تجربه کاری یا تاریخچه فعالیتها.
#1870
اکثرا
قید
در بیشتر مواقع یا در بیشتر موارد؛ غالباً.
#1869
یخچال
اسم
وسیلهای برقی برای سرد نگهداشتن و نگهداری غذا و نوشیدنی.
#1868
منتخب
صفت
برگزیده یا انتخابشده؛ کسی یا چیزی که از میان دیگران انتخاب شده باشد.
#1867
مزرعه
اسم
زمین کشاورزی که در آن محصولات زراعی کشت میشود.
#1866
بدذات
صفت
کسی که ذات و سرشت بدی دارد و بدخواه یا بدطینت است.
ui.page 1 / 64
Older →
ui.play_todays_wordle