Wordle
.
Global
Wordle فارسی
/
آرشیو
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,851
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#1851
۲۳ تیر ۱۴۰۵
?
?
?
?
?
کلمه امروز — بازی کنید تا آشکار شود!
#1850
تشریف
اسم
تشریف یعنی حضور یا آمدنِ محترمانهٔ کسی (مثل «تشریف آوردید»).
#1849
مخصوص
صفت
ویژه یا اختصاصیِ کسی یا چیزی؛ برای یک مورد خاص در نظر گرفتهشده.
#1848
فهمید
فعل
«فهمید» یعنی دریافت و درک کرد یا متوجه شد.
#1847
تعظیم
اسم
احترام گذاشتن و ادای احترام، مثل خم شدن یا تعارف کردن به نشانهٔ ادب.
#1846
نظامی
صفت
وابسته به ارتش و امور جنگی؛ مربوط به نیروهای مسلح.
#1845
شکلات
اسم
خوراکی شیرین تهیهشده از کاکائو که معمولاً به صورت تختهای یا آبنباتی مصرف میشود.
#1844
گفتیم
فعل
«گفتیم» یعنی «ما گفتیم/ما بیان کردیم»؛ گذشتهٔ فعل «گفتن» برای اولشخص جمع.
#1843
انگیز
نیاهندوایرانی
#1842
روبان
اسم
نوار باریک پارچهای یا پلاستیکی که برای بستن، تزیین یا بستهبندی به کار میرود.
#1841
اصابت
اسم
برخورد و خوردنِ چیزی به هدف یا جسمی دیگر؛ مثل اصابت گلوله به دیوار.
#1840
ارتقا
اسم
بالا رفتن یا بهتر شدنِ جایگاه، رتبه یا سطح؛ ترفیع و پیشرفت.
#1839
هدایت
اسم
راهنمایی و نشاندادن راه درست به کسی؛ هدایت کردن.
#1838
تجارت
اسم
خرید و فروش کالا یا خدمات برای کسب سود؛ دادوستد و بازرگانی.
#1837
بیایم
فعل
صورت اولشخص جمعِ التزامی/امریِ «آمدن» به معنی «بیایید/بیاییم» (دعوت یا پیشنهاد برای آمدن).
#1836
زمینی
صفت
وابسته به زمین؛ روی زمین یا مربوط به سطح زمین (نه هوایی یا دریایی).
#1835
گودال
اسم
چاله یا حفرهای در زمین که پایینتر از سطح اطراف است.
#1834
خوردم
فعل
«خوردم» شکل گذشتهٔ فعل «خوردن» است و یعنی «من خوردم» (غذا/چیزی را مصرف کردم).
#1833
دائما
قید
همیشه و پیوسته؛ به طور مداوم و بدون وقفه.
#1832
ققنوس
اسم
پرندهٔ افسانهای شبیه ققنوس/فینیکس که میسوزد و از خاکستر خود دوباره زاده میشود.
#1831
سرگرد
صفت
سرگردان و بیهدف؛ در حال رفتوآمد و جستوجو بدون اینکه راه یا مقصد روشنی داشته باشد.
#1830
نزنیم
فعل
«نزنیم» یعنی «نزنیم/نکنیم»؛ بهصورت امری یا پیشنهادی برای انجام ندادنِ عملِ «زدن» یا کاری با «زدن».
#1829
ضربان
اسم
تپش منظمِ قلب یا رگها که به صورت نبض احساس میشود.
#1828
بگردم
فعل
«بگردم» یعنی «بگردم/دنبال چیزی یا کسی بگردم»؛ یعنی جستوجو کنم.
#1827
عمارت
اسم
ساختمان یا بنای بزرگ و معمولاً مجلل (مثل خانه یا کاخ).
#1826
تجاوز
اسم
رابطهٔ جنسی اجباری یا تعرض جنسی به فردی بدون رضایت او.
#1825
میزان
اسم
میزان یعنی مقدار یا درجهٔ چیزی؛ اندازه و حد آن.
#1824
نرفتم
فعل
«نرفتم» یعنی من به جایی نرفتم یا انجامش ندادم؛ شکل گذشتهٔ منفیِ «رفتن».
#1823
خسارت
اسم
زیان یا ضرری که به کسی یا چیزی وارد میشود، بهویژه خسارت مالی.
#1822
خریدم
فعل
گذشتهٔ «خریدن» برای اولشخص مفرد؛ یعنی «من چیزی را خریدم».
ui.page 1 / 62
Older →
ui.play_todays_wordle