Wordle
.
Global
Wordle فارسی
/
آرشیو
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,872
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#1872
۱۳ مرداد ۱۴۰۵
?
?
?
?
?
کلمه امروز — بازی کنید تا آشکار شود!
#1871
سابقه
اسم
پیشینه و سوابقِ قبلیِ یک فرد یا چیز، مثل تجربه کاری یا تاریخچه فعالیتها.
#1870
اکثرا
قید
در بیشتر مواقع یا در بیشتر موارد؛ غالباً.
#1869
یخچال
اسم
وسیلهای برقی برای سرد نگهداشتن و نگهداری غذا و نوشیدنی.
#1868
منتخب
صفت
برگزیده یا انتخابشده؛ کسی یا چیزی که از میان دیگران انتخاب شده باشد.
#1867
مزرعه
اسم
زمین کشاورزی که در آن محصولات زراعی کشت میشود.
#1866
بدذات
صفت
کسی که ذات و سرشت بدی دارد و بدخواه یا بدطینت است.
#1865
حسودی
اسم
حسودی یعنی حسادت کردن و ناراحت شدن از موفقیت یا داشتههای دیگران.
#1864
معمار
اسم
کسی که ساختمانها را طراحی میکند و بر ساخت آنها نظارت دارد.
#1863
سعادت
اسم
خوشبختی و کامیابی در زندگی.
#1862
پلیسی
صفت
وابسته به پلیس یا مربوط به امور و روشهای پلیسی.
#1861
ترکیب
اسم
بههم پیوستن یا کنار هم قرار گرفتنِ چند چیز برای ساختن یک کل.
#1860
فروتن
صفت
کسی که متواضع است و خود را برتر از دیگران نمیداند.
#1859
انرژی
اسم
نیرو و توان لازم برای انجام کار یا فعالیت؛ همچنین به معنی انرژی بدن و برق هم بهکار میرود.
#1858
استخر
اسم
حوض یا فضای پر از آب برای شنا کردن و تفریح.
#1857
طوفان
اسم
باد و باران یا گردبادِ بسیار شدید و ویرانگر.
#1856
شورشی
صفت
کسی یا چیزی که علیه حکومت یا نظم موجود قیام و شورش میکند.
#1855
سرباز
اسم
فردی که در ارتش خدمت میکند و معمولاً درجهٔ پایینی دارد.
#1854
مختلف
صفت
به معنی متفاوت و غیرهمسان؛ دارای فرق با چیز یا افراد دیگر.
#1853
ایالت
اسم
واحد تقسیمات کشوری در یک کشور، مانند «استان/ایالت» در آمریکا.
#1852
فنجان
اسم
ظرف کوچک دستهدار برای نوشیدن چای یا قهوه.
#1851
بازگو
فعل
دوباره یا به طور کامل بازگفتن و شرح دادنِ چیزی؛ روایت کردن.
#1850
تشریف
اسم
تشریف یعنی حضور یا آمدنِ محترمانهٔ کسی (مثل «تشریف آوردید»).
#1849
مخصوص
صفت
ویژه یا اختصاصیِ کسی یا چیزی؛ برای یک مورد خاص در نظر گرفتهشده.
#1848
فهمید
فعل
«فهمید» یعنی دریافت و درک کرد یا متوجه شد.
#1847
تعظیم
اسم
احترام گذاشتن و ادای احترام، مثل خم شدن یا تعارف کردن به نشانهٔ ادب.
#1846
نظامی
صفت
وابسته به ارتش و امور جنگی؛ مربوط به نیروهای مسلح.
#1845
شکلات
اسم
خوراکی شیرین تهیهشده از کاکائو که معمولاً به صورت تختهای یا آبنباتی مصرف میشود.
#1844
گفتیم
فعل
«گفتیم» یعنی «ما گفتیم/ما بیان کردیم»؛ گذشتهٔ فعل «گفتن» برای اولشخص جمع.
#1843
انگیز
نیاهندوایرانی
ui.page 1 / 63
Older →
ui.play_todays_wordle