Wordle
.
Global
Wordle فارسی
/
آرشیو
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,905
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#1905
۱۵ شهریور ۱۴۰۵
?
?
?
?
?
کلمه امروز — بازی کنید تا آشکار شود!
#1904
تعطیل
صفت
روز یا زمانی که کار و فعالیتهای رسمی انجام نمیشود؛ تعطیلی.
#1903
تعلیم
اسم
آموزش و یاد دادنِ دانش یا مهارت به کسی.
#1902
موجود
صفت
حاضر و در دسترس؛ یعنی چیزی که الان وجود دارد یا در انبار هست.
#1901
خواست
اسم
«خواست» یعنی خواسته یا میل و ارادهٔ کسی برای داشتن یا انجام دادن چیزی.
#1900
خجالت
اسم
احساس شرم و معذببودن از کاری یا در برابر دیگران.
#1899
مشهور
صفت
کسی یا چیزی که در میان مردم شناختهشده و معروف است.
#1898
خدمات
اسم
کارها و سرویسهایی که برای کمک یا رفع نیاز دیگران ارائه میشود.
#1897
اقدام
اسم
عمل یا کاری که برای رسیدن به هدف انجام میشود؛ دست به کار شدن.
#1896
نفرین
اسم
دعایی یا سخنی برای بدبختی و زیانِ کسی؛ لعن و نفر.
#1895
مزدور
اسم
کسی که برای مزد کار میکند؛ در گفتار روزمره اغلب به معنی «مزدبگیر/عاملِ وابسته» به کار میرود.
#1894
مسئول
صفت
کسی که وظیفه یا اختیار انجام کاری را دارد و در برابر آن پاسخگوست.
#1893
زاویه
اسم
زاویه یعنی گوشه یا فاصلهٔ بین دو خط یا دو سطح که به هم میرسند.
#1892
مهاجم
اسم
کسی یا چیزی که به دیگران حمله میکند یا برای آسیبزدن و پیشروی یورش میبرد.
#1891
رهایی
اسم
آزاد شدن یا نجات یافتن از بند، گرفتاری یا محدودیت.
#1890
حکومت
اسم
دولت و ادارهٔ سیاسی یک کشور؛ مجموعه نهادهای حاکم که کشور را مدیریت میکنند.
#1889
پنجره
اسم
بازشویی در دیوار یا سقف که با شیشه یا قاب پوشیده میشود و نور و هوا را به داخل میآورد.
#1888
سردار
اسم
عنوانی برای فرمانده یا مقام ارشد نظامی؛ همچنین گاهی بهصورت لقب یا نام خانوادگی بهکار میرود.
#1887
سلاخی
اسم
کشتن و تکهتکه کردن حیوانات برای گوشت؛ کارِ قصابی.
#1886
صنایع
اسم
بخش تولید و ساخت کالاها در کارخانهها و کارگاهها؛ صنعتها.
#1885
محافظ
اسم
کسی یا چیزی که از فرد، مکان یا وسیلهای نگهبانی و حفاظت میکند.
#1884
تبدیل
اسم
تبدیل یعنی عوض کردن یا تغییر دادنِ چیزی به شکل یا حالت دیگر.
#1883
همکار
اسم
شخصی که با دیگری در یک کار یا محل کار همکاری میکند؛ همپیشه یا همکار اداری.
#1882
کشیده
صفت
کشیده: چیزی که کشیده و دراز شده یا شکل بلند و باریکی پیدا کرده است.
#1881
بنگاه
اسم
مؤسسه یا محل انجام کارهای تجاری و خدماتی، مثل بنگاه معاملات املاک.
#1880
خیریه
اسم
سازمان یا مؤسسهای که برای کمک به نیازمندان و کارهای عامالمنفعه فعالیت میکند.
#1879
معتقد
صفت
کسی که به چیزی باور دارد و آن را درست میداند.
#1878
حاضری
اسم
درخواست اعلام حضور در کلاس یا جمع؛ جواب «حاضر» هنگام حضور و غیاب.
#1877
تاکسی
اسم
خودروی کرایهای برای جابهجایی مسافر در شهر یا بین شهرها.
#1876
هنگام
اسم
به معنی «زمان» یا «موقع»؛ مثل «هنگامِ رفتن» یعنی وقتِ رفتن.
ui.page 1 / 64
Older →
ui.play_todays_wordle