Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,956 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1956۵ آبان ۱۴۰۵
?????
کلمه امروز — بازی کنید تا آشکار شود!
#1955
عروسک
عروسک
اسماسباب‌بازیِ شبیه انسان یا حیوان که معمولاً کودکان با آن بازی می‌کنند.
#1954
مزخرف
مزخرف
صفتچیز یا حرف بی‌معنا و بی‌ارزش؛ مزخرفات (چرند).
#1953
کرانه
کرانه
اسملبه و کنارهٔ یک پهنهٔ آب یا زمین؛ مانند ساحل رود یا دریا.
#1952
فارسی
فارسی
اسمزبان و نیز صفتِ مربوط به ایران و زبان فارسی (مثل «زبان فارسی»).
#1951
غریزه
غریزه
اسمکشش و تمایل ذاتی و طبیعی که بدون یادگیری در انسان یا حیوان وجود دارد و رفتار را هدایت می‌کند.
#1950
آمپول
آمپول
اسمداروی مایعِ استریل که در شیشهٔ کوچک بسته‌بندی می‌شود و برای تزریق به کار می‌رود.
#1949
اشکال
اشکال
اسمایراد یا مشکل؛ چیزی که باعث اشکال در کار یا فهم می‌شود.
#1948
متشکر
متشکر
صفتبرای بیان سپاس و قدردانی به معنی «سپاسگزار/ممنون» به‌کار می‌رود.
#1947
اخیرا
اخیرا
قیدبه‌تازگی؛ در زمان نزدیک به حال، در روزها یا مدت اخیر.
#1946
مشغول
مشغول
صفتدرگیرِ کاری یا فعالیتی بودن؛ وقت نداشتن چون کاری انجام می‌دهی.
#1945
سوختن
سوختن
فعلآتش گرفتن و از گرما یا آتش سوختن و خاکستر شدن یا آسیب دیدن.
#1944
مضطرب
مضطرب
صفتنگران و پریشان و بی‌قرار؛ حالتی همراه با اضطراب و تشویش.
#1943
مافوق
مافوق
اسمشخص یا مقام بالاتر از دیگری، به‌ویژه در محیط کار و اداره (رئیس/بالادست).
#1942
بیشتر
بیشتر
قیدبه معنی «مقدار یا درجهٔ بیشتر؛ افزون‌تر» و برای مقایسه یا افزایش به‌کار می‌رود.
#1941
تمسخر
تمسخر
اسمرفتار یا گفتاری برای مسخره کردن و تحقیر دیگران، معمولاً با شوخی یا طعنه.
#1940
دخترک
دخترک
اسمدخترِ کوچک؛ گاهی به‌صورت محبّت‌آمیز یا کمی تحقیرآمیز برای دختر جوان به‌کار می‌رود.
#1939
متعصب
متعصب
صفتکسی که نسبت به عقیده یا گروه خود کورکورانه و افراطی پافشاری می‌کند و دیگران را نمی‌پذیرد.
#1938
ناهار
ناهار
اسموعدهٔ غذاییِ وسط روز که معمولاً بین صبحانه و شام خورده می‌شود.
#1937
رنگین
رنگین
صفتدارای رنگ‌های گوناگون یا رنگ روشن و جذاب؛ رنگارنگ.
#1936
جسارت
جسارت
اسمبی‌پروایی و دل‌وجرأت برای انجام یا گفتن کاری، گاهی همراه با گستاخی.
#1935
بدجور
بدجور
قیدبه‌طور خیلی زیاد و شدید؛ معمولاً در معنی «خیلی بد/بدجوری» یا «خیلی زیاد».
#1934
بودجه
بودجه
اسمبودجه یعنی مقدار پول و منابعی که برای یک دوره یا کار مشخص در نظر گرفته می‌شود.
#1933
رگبار
رگبار
اسمبارش ناگهانی و شدید باران در مدت کوتاه؛ گاهی به معنی شلیک پی‌درپی گلوله هم می‌آید.
#1932
درنده
درنده
صفتحیوان یا فردی که شکار می‌کند و گوشت‌خوار و خشن است.
#1931
قاچاق
قاچاق
اسمورود، خروج یا خرید و فروشِ غیرقانونیِ کالا (و گاهی انسان) بدون مجوز و پرداخت عوارض.
#1930
ادغام
ادغام
اسمیکی‌کردن و درهم‌آمیختن دو یا چند چیز یا نهاد در یک مجموعه.
#1929
سرکوب
سرکوب
اسمسرکوب یعنی خاموش یا متوقف کردنِ اجباریِ اعتراض، مقاومت یا هر حرکت مخالف، معمولاً با زور.
#1928
قضاوت
قضاوت
اسمارزیابی و داوری دربارهٔ درست یا نادرست بودن کار یا رفتار کسی.
#1927
زودرس
زودرس
صفتبه چیزی یا کسی گفته می‌شود که زودتر از موعد یا معمول رخ می‌دهد یا می‌رسد.