Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,790 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1790۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
?????
کلمه امروز — بازی کنید تا آشکار شود!
#1789
مقبره
مقبره
اسمgraveyard, cemetery
#1788
شمرده
شمرده
adjcounted
#1787
ریختی
ریختی
#1786
نوشتم
نوشتم
فعل«نوشتم» یعنی «من نوشتم»؛ فعل گذشتهٔ سادهٔ «نوشتن» برای بیان اینکه چیزی را نوشته‌ام.
#1785
مرکزی
مرکزی
صفتوابسته به مرکز؛ در میانه یا مربوط به بخش اصلی و مرکزیِ یک چیز.
#1784
پنهان
پنهان
صفتپنهان یعنی دور از دید و آشکار نبودن؛ مخفی.
#1783
تهاجم
تهاجم
اسمحمله یا یورش به کسی یا جایی، به‌ویژه به‌صورت نظامی یا تهاجمی.
#1782
شستشو
شستشو
اسمعمل شستن و پاک کردن چیزی با آب یا مواد شوینده.
#1781
گوشته
گوشته
اسمتکه‌ای از گوشت (معمولاً برای خوراک یا پخت‌وپز).
#1780
قراری
قراری
به‌معنای «قرار و مدار/توافق» یا «قرار داشتن» در گفتار روزمره (مثل: قراری ندارم).
#1779
کسایی
کسایی
«کسایی» یعنی «افرادی/کسانی» (جمعِ «کسی»)، برای اشاره به چند نفر به‌طور کلی.
#1778
پرواز
پرواز
اسمپرواز یعنی حرکت و رفتن در آسمان با بال یا با هواپیما.
#1777
خودشو
خودشو
«خودشو» شکل محاوره‌ایِ «خودش را» است و به معنی «او را/خودِ او را» به‌عنوان مفعول در جمله می‌آید.
#1776
پرورش
پرورش
اسمپرورش یعنی تربیت و رشد دادنِ انسان، حیوان یا گیاه و رسیدگی برای بهتر شدن.
#1775
اراذل
اراذل
اسمافراد پست و اوباشِ جامعه؛ آدم‌های شرور و بی‌اخلاق.
#1774
رختکن
رختکن
اسماتاق یا فضایی برای تعویض لباس، معمولاً در استخر، باشگاه یا سالن‌های ورزشی.
#1773
ابعاد
ابعاد
اسماندازه‌ها یا جنبه‌های مختلفِ یک چیز، به‌ویژه طول و عرض و ارتفاع.
#1772
پنکیک
پنکیک
اسمنوعی کیک نازک و گرد که در تابه پخته می‌شود و معمولاً با عسل، شیره یا میوه خورده می‌شود.
#1771
ژاپنی
ژاپنی
صفتوابسته به کشور ژاپن یا مردم آن؛ همچنین زبان ژاپنی.
#1770
ایجاد
ایجاد
اسمبه‌وجود آوردن یا ساختن چیزی؛ ایجاد کردن.
#1769
گذاشت
گذاشت
فعل«گذاشت» گذشتهٔ «گذاشتن» است؛ یعنی چیزی را جایی قرار داد یا گذاشت.
#1768
کانال
کانال
اسممسیر یا مجرایی برای عبور آب یا انتقال پیام، مثل کانال آب یا کانال تلگرام.
#1767
آفتاب
آفتاب
اسمخورشید؛ ستاره‌ای که روزها نور و گرما به زمین می‌دهد.
#1766
صابون
صابون
اسمماده‌ای شوینده برای شستن دست، بدن یا لباس که معمولاً جامد یا مایع است.
#1765
ساخته
ساخته
صفت«ساخته» یعنی چیزی که ساخته یا تولید شده و طبیعی نیست؛ همچنین به معنی «درست‌شده/ساخته‌شده» است.
#1764
تعقیب
تعقیب
اسمدنبال کردن و پیگیریِ کسی یا چیزی، به‌ویژه برای گرفتن یا رسیدن به آن.
#1763
ضربات
ضربات
اسمجمعِ «ضربه»؛ به معنی چند ضربه یا حملهٔ پیاپی (مثل ضربات مشت یا چاقو).
#1762
ابزار
ابزار
اسموسیله یا ابزار کاری که برای انجام یک کار یا ساختن چیزی به کار می‌رود.
#1761
سفارش
سفارش
اسمدرخواست خرید یا تهیهٔ کالا/خدمت از کسی یا جایی؛ مثل سفارش غذا.