Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,831 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1831۳ تیر ۱۴۰۵
?????
کلمه امروز — بازی کنید تا آشکار شود!
#1830
نزنیم
نزنیم
فعل«نزنیم» یعنی «نزنیم/نکنیم»؛ به‌صورت امری یا پیشنهادی برای انجام ندادنِ عملِ «زدن» یا کاری با «زدن».
#1829
ضربان
ضربان
اسمتپش منظمِ قلب یا رگ‌ها که به صورت نبض احساس می‌شود.
#1828
بگردم
بگردم
فعل«بگردم» یعنی «بگردم/دنبال چیزی یا کسی بگردم»؛ یعنی جست‌وجو کنم.
#1827
عمارت
عمارت
اسمساختمان یا بنای بزرگ و معمولاً مجلل (مثل خانه یا کاخ).
#1826
تجاوز
تجاوز
اسمرابطهٔ جنسی اجباری یا تعرض جنسی به فردی بدون رضایت او.
#1825
میزان
میزان
اسممیزان یعنی مقدار یا درجهٔ چیزی؛ اندازه و حد آن.
#1824
نرفتم
نرفتم
فعل«نرفتم» یعنی من به جایی نرفتم یا انجامش ندادم؛ شکل گذشتهٔ منفیِ «رفتن».
#1823
خسارت
خسارت
اسمزیان یا ضرری که به کسی یا چیزی وارد می‌شود، به‌ویژه خسارت مالی.
#1822
خریدم
خریدم
فعلگذشتهٔ «خریدن» برای اول‌شخص مفرد؛ یعنی «من چیزی را خریدم».
#1821
آگاهی
آگاهی
اسمدانستن و فهمیدنِ چیزی؛ آگاهی و اطلاع داشتن.
#1820
وسیله
وسیله
اسمچیزی که برای انجام کار یا رسیدن به هدف به کار می‌رود؛ ابزار یا وسیلهٔ نقلیه.
#1819
تلفنی
تلفنی
قیداز طریق تلفن؛ مربوط به تماس یا مکالمهٔ تلفنی.
#1818
مسوول
مسوول
صفتکسی که انجام کاری یا پاسخ‌گویی درباره آن بر عهده اوست.
#1817
خستگی
خستگی
اسمحالتِ خسته بودن و کم شدنِ انرژی بدن یا ذهن پس از کار، تلاش یا بی‌خوابی.
#1816
تمرکز
تمرکز
اسمتوجه و جمع‌کردن فکر روی یک موضوع یا کار برای انجام بهتر آن.
#1815
ترجیح
ترجیح
اسمبرتری دادن و انتخاب کردنِ چیزی نسبت به چیز دیگر؛ ترجیح دادن.
#1814
فرستم
فرستم
فعلصورتِ اول‌شخصِ فعل «فرستادن» است؛ یعنی «(من) می‌فرستم/بفرستم».
#1813
جانبی
جانبی
صفتبه معنی فرعی یا مربوط به کنار و حاشیهٔ چیزی (نه اصلی).
#1812
تطابق
تطابق
اسمهمخوانی و یکی‌بودن یا جور درآمدنِ دو چیز با هم (مثل اطلاعات، شرایط یا مدارک).
#1811
گرفته
گرفته
#1810
فرشته
فرشته
اسمموجودی آسمانی و پاک که در باور دینی پیام‌رسان و نگهبان است.
#1809
ناقلا
ناقلا
#1808
موتور
موتور
اسمدستگاهی که با تبدیل انرژی به حرکت، ماشین یا وسیله را به کار می‌اندازد.
#1807
شخصیت
شخصیت
اسمویژگی‌ها و خصوصیات رفتاری و فکریِ یک فرد که او را از دیگران متمایز می‌کند.
#1806
فولاد
فولاد
اسمآلیاژی سخت از آهن و کربن که برای ساخت ابزار و سازه‌ها به‌کار می‌رود.
#1805
کاریم
کاریم
فعل«کاریم» یعنی «کار هستیم/مشغول کاریم»؛ شکل محاوره‌ایِ «کاریم» به معنی «در حال کار کردن هستیم».
#1804
بزنند
بزنند
فعلصورت سوم‌شخص جمعِ فعل «زدن» در وجه التزامی/امری: «بزنند» یعنی «آن‌ها بزنند/بگذار بزنند».
#1803
هرچیز
هرچیز
به معنی «هر چیزی/هر موردی»؛ یعنی همهٔ چیزها یا هر چیز به طور کلی.
#1802
فاجعه
فاجعه
اسمرویداد بسیار بد و ویرانگر که خسارت یا تلفات زیادی به‌جا می‌گذارد.