Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,936 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1936۱۵ مهر ۱۴۰۵
?????
کلمه امروز — بازی کنید تا آشکار شود!
#1935
بدجور
بدجور
قیدبه‌طور خیلی زیاد و شدید؛ معمولاً در معنی «خیلی بد/بدجوری» یا «خیلی زیاد».
#1934
بودجه
بودجه
اسمبودجه یعنی مقدار پول و منابعی که برای یک دوره یا کار مشخص در نظر گرفته می‌شود.
#1933
رگبار
رگبار
اسمبارش ناگهانی و شدید باران در مدت کوتاه؛ گاهی به معنی شلیک پی‌درپی گلوله هم می‌آید.
#1932
درنده
درنده
صفتحیوان یا فردی که شکار می‌کند و گوشت‌خوار و خشن است.
#1931
قاچاق
قاچاق
اسمورود، خروج یا خرید و فروشِ غیرقانونیِ کالا (و گاهی انسان) بدون مجوز و پرداخت عوارض.
#1930
ادغام
ادغام
اسمیکی‌کردن و درهم‌آمیختن دو یا چند چیز یا نهاد در یک مجموعه.
#1929
سرکوب
سرکوب
اسمسرکوب یعنی خاموش یا متوقف کردنِ اجباریِ اعتراض، مقاومت یا هر حرکت مخالف، معمولاً با زور.
#1928
قضاوت
قضاوت
اسمارزیابی و داوری دربارهٔ درست یا نادرست بودن کار یا رفتار کسی.
#1927
زودرس
زودرس
صفتبه چیزی یا کسی گفته می‌شود که زودتر از موعد یا معمول رخ می‌دهد یا می‌رسد.
#1926
محکوم
محکوم
صفتکسی که از نظر دادگاه مجرم شناخته شده و به مجازات یا حکم مشخصی محکوم شده است.
#1925
صابون
صابون
اسمماده‌ای شوینده برای شستن دست، بدن یا لباس که معمولاً جامد یا مایع است.
#1924
گمشده
گمشده
صفتچیزی یا کسی که گم شده و پیدا نیست.
#1923
جزیره
جزیره
اسمقطعه‌ای از خشکی که از همه طرف با آب احاطه شده است.
#1922
مهارت
مهارت
اسمتوانایی و کاردانی در انجام یک کار به‌صورت خوب و درست.
#1921
پوسته
پوسته
اسملایهٔ بیرونی و نازکِ چیزی که آن را می‌پوشاند، مثل پوست میوه یا تخم‌مرغ.
#1920
تقاضا
تقاضا
اسمدرخواست یا خواستنِ چیزی، به‌ویژه به‌صورت رسمی یا مودبانه.
#1919
ارزان
ارزان
صفتکم‌قیمت و دارای بهای پایین؛ گران نیست.
#1918
طاووس
طاووس
اسمپرنده‌ای بزرگ و زیبا با دم بلند و رنگارنگ که معمولاً نرِ آن دمش را باز می‌کند.
#1917
آماده
آماده
صفتمهیا و حاضر برای انجام کاری یا وقوع چیزی.
#1916
کنسول
کنسول
اسمدستگاه یا میز کنترلی برای کار با تجهیزات، به‌ویژه دستگاه بازی (کنسول بازی).
#1915
اوقات
اوقات
اسمجمعِ «وقت»؛ به معنی زمان‌ها یا اوقاتِ روز (مثل صبح و عصر).
#1914
روزنه
روزنه
اسمسوراخ یا شکاف کوچک برای عبور نور و هوا؛ دریچهٔ کوچک.
#1913
ویدیو
ویدیو
اسمفیلم یا محتوای تصویریِ ضبط‌شده یا پخش‌شونده (مثلاً در گوشی یا اینترنت).
#1912
مستقل
مستقل
صفتکسی یا چیزی که به دیگری وابسته نیست و خودش تصمیم می‌گیرد یا عمل می‌کند.
#1911
مراتب
مراتب
اسمجمعِ «مرتبه»؛ یعنی درجه‌ها و سطح‌ها یا رتبه‌های مختلفِ یک چیز یا افراد.
#1910
شمارش
شمارش
اسمعمل شماریدنِ چیزها یا افراد برای دانستن تعداد آن‌ها.
#1909
املاک
املاک
اسمدارایی‌های غیرمنقول مانند زمین و ساختمان؛ ملک و مستغلات.
#1908
شستشو
شستشو
اسمعمل شستن و پاک کردن چیزی با آب یا مواد شوینده.
#1907
تجدید
تجدید
اسمدوباره انجام دادن یا تازه‌کردنِ چیزی؛ مانند تمدید یا نوسازی.