WORDLE فارسی

خادمی

5 letters·فارسی
noun

خادمیخدمت‌کردن یا انجام کارهای خدمت‌رسانی برای دیگران؛ همچنین به معنی خدمتگزاری.

Daily Puzzle #872 · ۱۷ آبان ۱۴۰۲
هنوز نظری نیست