A WORD EXAMINED

خوردن

verb — a portrait in meaning space
verb

خوردنمصرف کردن غذا یا نوشیدنی؛ چیزی را خوردن.

ویکی‌واژه →
Duotrigordle تختهٔ 25 #70 · ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
Quordle تختهٔ 3 #18 · ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
هنوز نظری نیست