WORDLE فارسی

درضمن

5 letters·فارسی
adverb

درضمنبه‌طور ضمنی و در خلالِ صحبت، برای افزودن نکته‌ای مرتبط؛ همچنین به معنی «ضمناً/راستی».

ویکی‌واژه →
Daily Puzzle #472 · ۱۲ مهر ۱۴۰۱
هنوز نظری نیست