WORDLE فارسی

درضمن

adverb

درضمنبه‌طور ضمنی و در خلالِ صحبت، برای افزودن نکته‌ای مرتبط؛ همچنین به معنی «ضمناً/راستی».

ویکی‌واژه →
Octordle تختهٔ 1 #51 · ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
Daily Puzzle #472 · ۱۲ مهر ۱۴۰۱
هنوز نظری نیست