WORDLE فارسی

فشاند

5 letters·فارسی
verb

فشاندصورت گذشتهٔ فعل «فشاندن»؛ یعنی چیزی را پاشید یا پراکند (مثل آب یا عطر).

Daily Puzzle #33 · ۳۱ تیر ۱۴۰۰
هنوز نظری نیست