WORDLE فارسی

بشکست

5 letters·فارسی
verb

بشکست«بشکست» یعنی شکست؛ چیزی را شکست یا خراب کرد (گذشتهٔ «شکستن»).

ویکی‌واژه →
Daily Puzzle #59 · ۲۶ مرداد ۱۴۰۰
هنوز نظری نیست