WORDLE فارسی

متمکن

5 letters·فارسی
adjective

متمکندارای توان مالی و امکانات کافی؛ ثروتمند و برخوردار.

ویکی‌واژه →
Daily Puzzle #1062 · ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳
هنوز نظری نیست