WORDLE فارسی

معمور

5 letters·فارسی
noun

معمورکسی که از طرف سازمان یا دولت برای انجام کاری مأمور شده است.

ویکی‌واژه →
Daily Puzzle #566 · ۱۶ دی ۱۴۰۱
هنوز نظری نیست