WORDLE فارسی

کاهلی

5 letters·فارسی
noun

کاهلیتن‌پروری و بی‌میلی به کار و تلاش؛ انجام ندادن کارها به‌خاطر سستی.

ویکی‌واژه →
Daily Puzzle #1168 · ۹ شهریور ۱۴۰۳
هنوز نظری نیست