Wordle
.
Global
Wordle فارسی
/
آرشیو
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,847
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#1037
کردلر
#1036
دوهوا
صفت
دوهوا یعنی دودلی و نداشتن تصمیم یا نظر قطعی؛ یکبار اینطرف و یکبار آنطرف بودن.
#1035
خدیجه
اسم
نام زنانهٔ عربی/فارسی؛ نام خدیجه (از جمله نام همسر پیامبر اسلام).
#1034
منادی
اسم
کسی که خبر یا پیامی را بهطور عمومی اعلام میکند؛ جارچی.
#1033
متقین
اسم
پرهیزگاران؛ کسانی که از گناه و کار نادرست دوری میکنند و تقوا دارند.
#1032
مستند
اسم
فیلم یا برنامهای که بر پایه واقعیت و با هدف اطلاعرسانی ساخته میشود.
#1031
متریک
صفت
متریک یعنی مربوط به «متر» و سیستم اندازهگیری متری (مثل واحدهای متر، کیلوگرم و لیتر).
#1030
بهتاش
اسم
نامِ مردانهٔ فارسی (اسم شخص).
#1029
دانچه
#1028
میکرو
پیشوند «میکرو-» به معنی «بسیار کوچک» یا «یکمیلیونیم» که در واژههایی مثل میکروسکوپ بهکار میرود.
#1027
ترجیح
اسم
برتری دادن و انتخاب کردنِ چیزی نسبت به چیز دیگر؛ ترجیح دادن.
#1026
نگران
صفت
نگران یعنی دلواپس و مضطرب دربارهٔ چیزی یا کسی.
#1025
مرتکب
اسم
کسی که کاری نادرست یا جرم انجام داده است.
#1024
مسبوق
صفت
کسی که در نماز جماعت یک یا چند رکعت را از دست داده و بقیه را با امام میخواند و بعد جبران میکند.
#1023
نرفتم
فعل
«نرفتم» یعنی من به جایی نرفتم یا انجامش ندادم؛ شکل گذشتهٔ منفیِ «رفتن».
#1022
پامیر
اسم
نام رشتهکوه و فلات پامیر در آسیای مرکزی (تاجیکستان و اطراف آن).
#1021
شاغلی
#1020
سربها
اسم
«سربها» جمعِ «سرب» است؛ فلز سنگینِ خاکستریرنگ (عنصر شیمیایی Pb).
#1019
بنمود
فعل
«بنمود» یعنی «نشان داد/آشکار کرد» (گذشتهٔ فعل «نمودن»).
#1018
گالری
اسم
فضایی برای نمایش و فروش آثار هنری مانند نقاشی و عکس.
#1017
دیونس
#1016
سجاده
اسم
زیرانداز مخصوص نماز که روی آن نماز میخوانند.
#1015
نچپیم
#1014
کاشتی
فعل
«کاشتی» شکل گذشتهٔ فعل «کاشتن» است؛ یعنی چیزی را در خاک قرار دادی تا رشد کند.
#1013
شایست
صفت
شایست یعنی سزاوار و مناسبِ انجام یا داشتنِ چیزی.
#1012
مازنی
صفت
منسوب به مازندران؛ زبان یا گویش مردم مازندران (طبری).
#1011
موردی
انگلیسی
#1010
مشهدی
صفت
اهلِ مشهد؛ کسی که از شهر مشهد است.
#1009
بامهر
صفت
مهربان و همراه با محبت؛ با عطوفت و دلسوزی.
#1008
اقبال
اسم
بخت و شانسِ خوب؛ رو آوردنِ اقبال و کامیابی.
← Newer
ui.page 28 / 62
Older →
ui.play_todays_wordle