WORDLE فارسی

خراشم

فعل

خراشم«خراشم» یعنی «می‌خراشم»؛ چیزی را با ناخن یا جسم تیز می‌سایم و خط می‌اندازم.

Daily Puzzle #1660 · ۱۴ دی ۱۴۰۴
·Archive
No comments yet