WORDLE فارسی

فرسود

صفت

فرسودکهنه و مستهلک؛ بر اثر گذر زمان یا استفاده زیاد فرسوده و از کارافتاده.

Daily Puzzle #801 · ۷ شهریور ۱۴۰۲
·Archive
No comments yet