WORDLE فارسی

مشغول

صفت

مشغولدرگیرِ کاری یا فعالیتی بودن؛ وقت نداشتن چون کاری انجام می‌دهی.

Wiktionary →
Duotrigordle Board 28 #12 · ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
Daily Puzzle #207 · ۲۲ دی ۱۴۰۰
·Archive
No comments yet