WORDLE فارسی

مقیمی

صفت

مقیمیکسی که در جایی ساکن و مقیم است و به‌طور دائم یا طولانی‌مدت آنجا زندگی می‌کند.

Wiktionary →
Daily Puzzle #108 · ۱۳ مهر ۱۴۰۰
·Archive
No comments yet