WORDLE فارسی

مقیمی

5 letters·فارسی
adjective

مقیمیکسی که در جایی ساکن و مقیم است و به‌طور دائم یا طولانی‌مدت آنجا زندگی می‌کند.

ویکی‌واژه →
Daily Puzzle #108 · ۱۳ مهر ۱۴۰۰
هنوز نظری نیست