← Play Wordle فارسی

Wordle فارسی — همه کلمات

1,757 کلمه روزانه و در حال افزایش

ه
م
ن
و
ع

#1277 · ۲۷ آذر ۱۴۰۳

کسی که از همان نوع یا جنسِ دیگری است، به‌ویژه انسانِ دیگر؛ هم‌جنس و هم‌نوع.

د
ر
ن
ی
ا

#1276 · ۲۶ آذر ۱۴۰۳

ب
پ
خ
ت
ی

#1275 · ۲۵ آذر ۱۴۰۳

«بپختی» یعنی «پختی/پخته‌ای»؛ فعل «پختن» در گذشته (تو چیزی را پختی).

و
ع
ی
د
ی

#1274 · ۲۴ آذر ۱۴۰۳

پول یا هدیه‌ای که معمولاً در عید (به‌ویژه نوروز) به‌عنوان عیدی به دیگران می‌دهند…

ب
ی
ن
ا
ت

#1273 · ۲۳ آذر ۱۴۰۳

ن
ق
ا
ر
ه

#1272 · ۲۲ آذر ۱۴۰۳

طبل یا ساز کوبه‌ای کوچک (اغلب جفتی) که برای اعلام و مراسم نواخته می‌شود.

ع
ل
ا
ئ
م

#1271 · ۲۱ آذر ۱۴۰۳

نشانه‌ها یا علامت‌هایی که چیزی را نشان می‌دهند یا بیان می‌کنند، مثل علائم بیماری…

ب
و
د
ی
د

#1270 · ۲۰ آذر ۱۴۰۳

«بودید» شکل گذشتهٔ فعل «بودن» برای «شما» است؛ یعنی «شما بودید».

م
ن
ا
ط
ق

#1269 · ۱۹ آذر ۱۴۰۳

جمعِ «منطقه»؛ بخش‌ها یا نواحیِ مشخص از یک شهر، کشور یا هر محدودهٔ جغرافیایی.

ت
پ
ا
ن
د

#1268 · ۱۸ آذر ۱۴۰۳

صورت گذشتهٔ «تپاندن»؛ یعنی چیزی را با ضربه یا تکان شدید به حرکت درآورد یا به جای…

ت
و
ل
ل
ی

#1267 · ۱۷ آذر ۱۴۰۳

م
ف
ت
ا
ح

#1266 · ۱۶ آذر ۱۴۰۳

کلید؛ وسیله‌ای برای باز کردن قفل یا در.

م
ن
ز
ل
ت

#1265 · ۱۵ آذر ۱۴۰۳

جایگاه و مقام اجتماعی یا ارزش و اعتبار یک فرد یا چیز.

ه
ل
ا
ک
و

#1264 · ۱۴ آذر ۱۴۰۳

م
د
و
ن
ا

#1263 · ۱۳ آذر ۱۴۰۳

ن
ه
ش
ت
ن

#1262 · ۱۲ آذر ۱۴۰۳

به‌جا گذاشتن یا قرار دادن چیزی در جایی؛ گذاشتن.

ظ
ر
ا
ی
ف

#1261 · ۱۱ آذر ۱۴۰۳

نکته‌ها و لطیفه‌های ظریف و جالب؛ ریزه‌کاری‌ها.

ن
د
ی
د
ی

#1260 · ۱۰ آذر ۱۴۰۳

«ندیدی» یعنی «تو ندیدی/مشاهده نکردی» و معمولاً به معنی «آیا ندیدی؟» یا «نمی‌بینی…

ک
ن
گ
ر
ی

#1259 · ۹ آذر ۱۴۰۳

گ
ل
ر
ن
گ

#1258 · ۸ آذر ۱۴۰۳

گیاهی با گل‌های زرد یا نارنجی که از آن رنگ و روغن می‌گیرند (کافشه/زعفرانِ تقلبی)…

ه
د
ب
ن
د

#1257 · ۷ آذر ۱۴۰۳

نوار یا بندی که دور سر بسته می‌شود تا موها را جمع کند یا عرق را بگیرد.

ت
ج
ا
ه
ل

#1256 · ۶ آذر ۱۴۰۳

نادیده گرفتن یا خود را به ندانستن زدن و بی‌اعتنایی کردن به چیزی یا کسی.

ب
و
ت
ی
ک

#1255 · ۵ آذر ۱۴۰۳

فروشگاه کوچک و شیکِ پوشاک و لوازم مد، معمولاً با اجناس خاص یا برند.

خ
ا
ن
م
ی

#1254 · ۴ آذر ۱۴۰۳

«خانمی» یعنی رفتار یا حالتِ مؤدبانه و شایستهٔ یک خانم؛ همچنین به‌صورت خطاب محترم…

ت
ع
ق
ی
د

#1253 · ۳ آذر ۱۴۰۳

پیچیده و دشوار کردنِ یک موضوع یا کار؛ پیچیدگی و گره‌خوردگی.

ب
ی
ا
ب
د

#1252 · ۲ آذر ۱۴۰۳

صورت التزامی/آیندهٔ فعل «یافتن»؛ یعنی «پیدا کند/بیابد».

ب
ل
د
ی
ه

#1251 · ۱ آذر ۱۴۰۳

شهرداری؛ سازمانی که امور شهری و خدمات عمومی شهر را اداره می‌کند.

ا
و
ی
س
ی

#1250 · ۳۰ آبان ۱۴۰۳

ص
ر
ا
ح
ی

#1249 · ۲۹ آبان ۱۴۰۳

ظرف شیشه‌ای یا سفالیِ گردن‌باریک برای نگهداری و ریختن مایعات (مثل آب یا شراب).

ک
ه
ر
ا
م

#1248 · ۲۸ آبان ۱۴۰۳

Global Stats · Open source on GitHub