Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,771 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1321
رانند
رانند
فعل«رانند» صورت صرفیِ فعل «راندن» است و به معنی «می‌رانند/می‌رانند (وسیله‌ای را هدایت می‌کنند)» به‌کار …
#1320
کسالت
کسالت
اسمحالت بی‌حالی و خستگی یا بی‌انگیزگی که باعث می‌شود آدم حوصلهٔ کار نداشته باشد.
#1319
مریمی
مریمی
صفتمنسوب به «مریم»؛ نامِ زنانه یا صفت برای کسی/چیزی که به مریم مربوط است.
#1318
سخنگو
سخنگو
اسمشخصی که به نمایندگی از فرد یا سازمان صحبت می‌کند و مواضع را اعلام می‌کند.
#1317
آندری
آندری
#1316
بساخت
بساخت
فعلگذشتهٔ «ساختن»؛ یعنی چیزی را درست کرد یا ساخت.
#1315
مبتکر
مبتکر
اسمکسی که چیز یا روش تازه‌ای را ابداع می‌کند؛ نوآور.
#1314
گتسبی
گتسبی
#1313
نمازی
نمازی
صفتکسی که نماز می‌خواند؛ اهل نماز.
#1312
اعراض
اعراض
اسمروگردانی و بی‌اعتنایی؛ کنار کشیدن از چیزی یا کسی.
#1311
منشاء
منشاء
اسممنشاء یعنی سرچشمه یا منشأ چیزی؛ جایی که چیزی از آن آغاز می‌شود یا از آن به‌وجود می‌آید.
#1310
بربتن
بربتن
#1309
نریسم
نریسم
#1308
تسلسل
تسلسل
اسمپشت‌سرهم‌بودن و پیوستگیِ چیزها یا رویدادها به‌صورت زنجیره‌وار.
#1307
فرمود
فرمود
فعلگذشتهٔ «فرمودن»؛ یعنی گفت یا دستور داد (معمولاً با احترام).
#1306
ندیدن
ندیدن
فعلمصدرِ «ندیدن» به معنی دیدن نکردن یا مشاهده نکردن است.
#1305
نافلز
نافلز
اسمعنصر یا ماده‌ای که فلز نیست و ویژگی‌های فلزی مانند رسانایی و جلای فلزی را ندارد.
#1304
بقدری
بقدری
قیدبه آن اندازه؛ به حدی که معمولاً برای بیان مقدار یا شدت زیاد به‌کار می‌رود.
#1303
امیرو
امیرو
#1302
کنسرو
کنسرو
اسممواد غذاییِ پخته یا آماده که در قوطی یا شیشه بسته‌بندی شده و برای ماندگاری طولانی نگهداری می‌شود.
#1301
مضیقه
مضیقه
اسمتنگنا و کمبودِ امکانات یا پول؛ وضعیت دشوار و محدودیت.
#1300
پوسته
پوسته
اسملایهٔ بیرونی و نازکِ چیزی که آن را می‌پوشاند، مثل پوست میوه یا تخم‌مرغ.
#1299
شورند
شورند
اسم«شورند» شکل جمعِ «شور» است و به معنی شورها/هیجان‌ها و احساسات پرشور است.
#1298
ستادن
ستادن
فعلایستادن؛ در حالت عمودی و روی پا قرار گرفتن و توقف کردن.
#1297
محصنه
محصنه
اسمزنِ شوهردار (در کاربرد رایج).
#1296
نیزار
نیزار
اسمجایی که نیِ فراوان می‌روید؛ نیزار یا نیستان.
#1295
دویدم
دویدم
فعلگذشتهٔ «دویدن»؛ یعنی با سرعت حرکت کردم یا دویدم.
#1294
قوشچی
قوشچی
اسمکسی که از پرندگان شکاری (مثل شاهین) نگهداری و برای شکار تربیتشان می‌کند.
#1293
پذیری
پذیری
پسوندِ اسم‌ساز به معنی «قابلیت/آمادگیِ پذیرفتنِ چیزی» (مثل: پذیرش‌پذیری).
#1292
رینیم
رینیم