Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,771
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#1291
تکرار
اسم
دوباره انجام دادن یا گفتنِ یک چیز؛ تکرار شدنِ آن.
#1290
مؤسسه
اسم
سازمان یا نهاد رسمی که برای انجام کارهای مشخص (مثل آموزشی، پژوهشی یا خیریه) تشکیل شده است.
#1289
خوردم
فعل
«خوردم» شکل گذشتهٔ فعل «خوردن» است و یعنی «من خوردم» (غذا/چیزی را مصرف کردم).
#1288
مناسب
صفت
مناسب یعنی شایسته و درست برای یک موقعیت یا هدف؛ متناسب و بهجا.
#1287
جزائی
صفت
مربوط به مجازات و تنبیه؛ کیفری.
#1286
سلاست
اسم
روانی و خوشبیانی در گفتار یا نوشتار؛ بیانِ بدون لکنت و گره.
#1285
فقرات
اسم
مهرههای ستون فقرات؛ بخشهای استخوانی پشت که ستون فقرات را میسازند.
#1284
آستری
اسم
پارچه یا لایهٔ داخلیِ لباس، کیف یا کفش که برای پوشاندن درزها و محکمکاری به کار میرود.
#1283
بشوتد
#1282
بجستی
فعل
صورت گذشتهٔ «جستن»؛ یعنی پرید یا جهید.
#1281
کیوتو
اسم
نام شهر «کیوتو» در ژاپن.
#1280
بپرور
فعل
«بپرور» یعنی پرورش بده؛ رشد بده یا تربیت کن.
#1279
برفتی
فعل
«برفتی» یعنی «رفتی/از جایی دور شدی» (صورت محاورهای یا ادبیِ «رفتی»).
#1278
نمایش
اسم
نشان دادن یا ارائهٔ چیزی برای دیدن؛ همچنین اجرای یک برنامه یا فیلم برای تماشا.
#1277
همنوع
اسم
کسی که از همان نوع یا جنسِ دیگری است، بهویژه انسانِ دیگر؛ همجنس و همنوع.
#1276
درنیا
#1275
بپختی
فعل
«بپختی» یعنی «پختی/پختهای»؛ فعل «پختن» در گذشته (تو چیزی را پختی).
#1274
وعیدی
اسم
پول یا هدیهای که معمولاً در عید (بهویژه نوروز) بهعنوان عیدی به دیگران میدهند.
#1273
بینات
#1272
نقاره
اسم
طبل یا ساز کوبهای کوچک (اغلب جفتی) که برای اعلام و مراسم نواخته میشود.
#1271
علائم
اسم
نشانهها یا علامتهایی که چیزی را نشان میدهند یا بیان میکنند، مثل علائم بیماری یا علائم راهنمایی.
#1270
بودید
فعل
«بودید» شکل گذشتهٔ فعل «بودن» برای «شما» است؛ یعنی «شما بودید».
#1269
مناطق
اسم
جمعِ «منطقه»؛ بخشها یا نواحیِ مشخص از یک شهر، کشور یا هر محدودهٔ جغرافیایی.
#1268
تپاند
فعل
صورت گذشتهٔ «تپاندن»؛ یعنی چیزی را با ضربه یا تکان شدید به حرکت درآورد یا به جایی کوبید.
#1267
توللی
#1266
مفتاح
اسم
کلید؛ وسیلهای برای باز کردن قفل یا در.
#1265
منزلت
اسم
جایگاه و مقام اجتماعی یا ارزش و اعتبار یک فرد یا چیز.
#1264
هلاکو
#1263
مدونا
#1262
نهشتن
فعل
بهجا گذاشتن یا قرار دادن چیزی در جایی؛ گذاشتن.
← Newer
Page 17 / 60
Older →
Play Today's Wordle