Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,778 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1028
میکرو
میکرو
پیشوند «میکرو-» به معنی «بسیار کوچک» یا «یک‌میلیونیم» که در واژه‌هایی مثل میکروسکوپ به‌کار می‌رود.
#1027
ترجیح
ترجیح
اسمبرتری دادن و انتخاب کردنِ چیزی نسبت به چیز دیگر؛ ترجیح دادن.
#1026
نگران
نگران
صفتنگران یعنی دلواپس و مضطرب دربارهٔ چیزی یا کسی.
#1025
مرتکب
مرتکب
اسمکسی که کاری نادرست یا جرم انجام داده است.
#1024
مسبوق
مسبوق
صفتکسی که در نماز جماعت یک یا چند رکعت را از دست داده و بقیه را با امام می‌خواند و بعد جبران می‌کند.
#1023
نرفتم
نرفتم
فعل«نرفتم» یعنی من به جایی نرفتم یا انجامش ندادم؛ شکل گذشتهٔ منفیِ «رفتن».
#1022
پامیر
پامیر
اسمنام رشته‌کوه و فلات پامیر در آسیای مرکزی (تاجیکستان و اطراف آن).
#1021
شاغلی
شاغلی
#1020
سربها
سربها
اسم«سرب‌ها» جمعِ «سرب» است؛ فلز سنگینِ خاکستری‌رنگ (عنصر شیمیایی Pb).
#1019
بنمود
بنمود
فعل«بنمود» یعنی «نشان داد/آشکار کرد» (گذشتهٔ فعل «نمودن»).
#1018
گالری
گالری
اسمفضایی برای نمایش و فروش آثار هنری مانند نقاشی و عکس.
#1017
دیونس
دیونس
#1016
سجاده
سجاده
اسمزیرانداز مخصوص نماز که روی آن نماز می‌خوانند.
#1015
نچپیم
نچپیم
#1014
کاشتی
کاشتی
فعل«کاشتی» شکل گذشتهٔ فعل «کاشتن» است؛ یعنی چیزی را در خاک قرار دادی تا رشد کند.
#1013
شایست
شایست
صفتشایست یعنی سزاوار و مناسبِ انجام یا داشتنِ چیزی.
#1012
مازنی
مازنی
صفتمنسوب به مازندران؛ زبان یا گویش مردم مازندران (طبری).
#1011
موردی
موردی
انگلیسی
#1010
مشهدی
مشهدی
صفتاهلِ مشهد؛ کسی که از شهر مشهد است.
#1009
بامهر
بامهر
صفتمهربان و همراه با محبت؛ با عطوفت و دلسوزی.
#1008
اقبال
اقبال
اسمبخت و شانسِ خوب؛ رو آوردنِ اقبال و کامیابی.
#1007
بپوشم
بپوشم
فعل«بپوشم» یعنی لباس یا چیزی را روی بدنم بگذارم و تن کنم.
#1006
کذابی
کذابی
#1005
رنجبر
رنجبر
اسمکارگر یا زحمتکشی که با رنج و تلاش زیاد کار می‌کند.
#1004
بگندد
بگندد
فعلفعل «گندیدن»؛ یعنی فاسد و بدبو شود (مثل غذا یا میوه).
#1003
آنیون
آنیون
اسمیون منفی؛ اتم یا مولکولی که با گرفتن الکترون بار منفی دارد.
#1002
آنیما
آنیما
#1001
بتوفی
بتوفی
#1000
افکنی
افکنی
#999
پرسیم
پرسیم
فعلصورتِ اول‌شخص جمعِ فعل «پرسیدن» در زمان حال/التزامی؛ یعنی «ما بپرسیم/می‌پرسیم».