Wordle
.
Global
Wordle فارسی
/
آرشیو
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,894
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#1864
معمار
اسم
کسی که ساختمانها را طراحی میکند و بر ساخت آنها نظارت دارد.
#1863
سعادت
اسم
خوشبختی و کامیابی در زندگی.
#1862
پلیسی
صفت
وابسته به پلیس یا مربوط به امور و روشهای پلیسی.
#1861
ترکیب
اسم
بههم پیوستن یا کنار هم قرار گرفتنِ چند چیز برای ساختن یک کل.
#1860
فروتن
صفت
کسی که متواضع است و خود را برتر از دیگران نمیداند.
#1859
انرژی
اسم
نیرو و توان لازم برای انجام کار یا فعالیت؛ همچنین به معنی انرژی بدن و برق هم بهکار میرود.
#1858
استخر
اسم
حوض یا فضای پر از آب برای شنا کردن و تفریح.
#1857
طوفان
اسم
باد و باران یا گردبادِ بسیار شدید و ویرانگر.
#1856
شورشی
صفت
کسی یا چیزی که علیه حکومت یا نظم موجود قیام و شورش میکند.
#1855
سرباز
اسم
فردی که در ارتش خدمت میکند و معمولاً درجهٔ پایینی دارد.
#1854
مختلف
صفت
به معنی متفاوت و غیرهمسان؛ دارای فرق با چیز یا افراد دیگر.
#1853
ایالت
اسم
واحد تقسیمات کشوری در یک کشور، مانند «استان/ایالت» در آمریکا.
#1852
فنجان
اسم
ظرف کوچک دستهدار برای نوشیدن چای یا قهوه.
#1851
بازگو
فعل
دوباره یا به طور کامل بازگفتن و شرح دادنِ چیزی؛ روایت کردن.
#1850
تشریف
اسم
تشریف یعنی حضور یا آمدنِ محترمانهٔ کسی (مثل «تشریف آوردید»).
#1849
مخصوص
صفت
ویژه یا اختصاصیِ کسی یا چیزی؛ برای یک مورد خاص در نظر گرفتهشده.
#1848
فهمید
فعل
«فهمید» یعنی دریافت و درک کرد یا متوجه شد.
#1847
تعظیم
اسم
احترام گذاشتن و ادای احترام، مثل خم شدن یا تعارف کردن به نشانهٔ ادب.
#1846
نظامی
صفت
وابسته به ارتش و امور جنگی؛ مربوط به نیروهای مسلح.
#1845
شکلات
اسم
خوراکی شیرین تهیهشده از کاکائو که معمولاً به صورت تختهای یا آبنباتی مصرف میشود.
#1844
گفتیم
فعل
«گفتیم» یعنی «ما گفتیم/ما بیان کردیم»؛ گذشتهٔ فعل «گفتن» برای اولشخص جمع.
#1843
انگیز
نیاهندوایرانی
#1842
روبان
اسم
نوار باریک پارچهای یا پلاستیکی که برای بستن، تزیین یا بستهبندی به کار میرود.
#1841
اصابت
اسم
برخورد و خوردنِ چیزی به هدف یا جسمی دیگر؛ مثل اصابت گلوله به دیوار.
#1840
ارتقا
اسم
بالا رفتن یا بهتر شدنِ جایگاه، رتبه یا سطح؛ ترفیع و پیشرفت.
#1839
هدایت
اسم
راهنمایی و نشاندادن راه درست به کسی؛ هدایت کردن.
#1838
تجارت
اسم
خرید و فروش کالا یا خدمات برای کسب سود؛ دادوستد و بازرگانی.
#1837
بیایم
فعل
صورت اولشخص جمعِ التزامی/امریِ «آمدن» به معنی «بیایید/بیاییم» (دعوت یا پیشنهاد برای آمدن).
#1836
زمینی
صفت
وابسته به زمین؛ روی زمین یا مربوط به سطح زمین (نه هوایی یا دریایی).
#1835
گودال
اسم
چاله یا حفرهای در زمین که پایینتر از سطح اطراف است.
← Newer
ui.page 2 / 64
Older →
ui.play_todays_wordle