Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,770 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1740
دایره
دایره
اسمشکل هندسیِ گرد و بسته که همهٔ نقاطش از یک نقطهٔ مرکزی فاصلهٔ برابر دارند.
#1739
خدمات
خدمات
اسمکارها و سرویس‌هایی که برای کمک یا رفع نیاز دیگران ارائه می‌شود.
#1738
آفرین
آفرین
واژه‌ای برای تحسین و تشویق، به معنی «آفرین/احسنت/بسیار خوب».
#1737
تکنیک
تکنیک
اسمروش یا مهارتِ انجام دادنِ یک کار به شکل درست و مؤثر.
#1736
آمپول
آمپول
اسمداروی مایعِ استریل که در شیشهٔ کوچک بسته‌بندی می‌شود و برای تزریق به کار می‌رود.
#1735
مطابق
مطابق
به معنی «طبقِ/بر اساسِ» و «همخوان با»؛ مطابقِ قانون یعنی بر پایهٔ قانون.
#1734
اصلاح
اصلاح
اسمدرست‌کردن یا بهبود دادنِ چیزی و رفعِ ایراد یا اشتباه.
#1733
درخشش
درخشش
اسمنورانی شدن و برق زدنِ چیزی؛ جلوهٔ روشن و درخشان.
#1732
دادیم
دادیم
فعل«دادیم» یعنی «ما دادیم/دادیم»؛ گذشتهٔ فعل «دادن» به معنی بخشیدن یا تحویل دادن.
#1731
انرژی
انرژی
اسمنیرو و توان لازم برای انجام کار یا فعالیت؛ همچنین به معنی انرژی بدن و برق هم به‌کار می‌رود.
#1730
شهادت
شهادت
اسمگواهی دادن یا تأیید یک واقعیت، و نیز جان‌باختن در راه دین یا میهن.
#1729
لیوان
لیوان
اسمظرفی معمولاً شیشه‌ای یا پلاستیکی برای نوشیدن آب و دیگر نوشیدنی‌ها.
#1728
بخواب
بخواب
فعلصورت امریِ «خوابیدن»؛ یعنی «برو بخواب/بخواب» (دستور برای خوابیدن).
#1727
پلیسی
پلیسی
صفتوابسته به پلیس یا مربوط به امور و روش‌های پلیسی.
#1726
کمیته
کمیته
اسمگروهی از افراد که برای بررسی و انجام یک کار یا تصمیم‌گیری در یک موضوع تشکیل می‌شود.
#1725
فوران
فوران
اسمبیرون‌زدن ناگهانی و شدیدِ چیزی مثل آب، گاز یا مواد آتشفشانی.
#1724
پستان
پستان
اسماندام شیردهی در پستانداران؛ سینهٔ زن یا مادهٔ حیوان.
#1723
بازهم
بازهم
قیدبه معنی «دوباره/باز»؛ یعنی یک بار دیگر یا مجدداً.
#1722
تلافی
تلافی
اسمجبران یا تلافی کردنِ یک کار بد با انجام کاری مشابه، معمولاً برای انتقام.
#1721
عجیبی
عجیبی
اسمحالت یا ویژگیِ عجیب بودن؛ غیرعادی و نامعمول بودن.
#1720
فنجان
فنجان
اسمظرف کوچک دسته‌دار برای نوشیدن چای یا قهوه.
#1719
پذیرش
پذیرش
(پَ رِ)
#1718
اعدام
اعدام
/اعدام/
#1717
خزنده
خزنده
(خَ زَ دَ یا دِ)
#1716
موردی
موردی
انگلیسی
#1715
آرامش
آرامش
/آرامٓش/
#1714
محبوس
محبوس
(اِمف.)
#1713
انگیز
انگیز
نیاهندوایرانی
#1712
مرسدس
مرسدس
noun: Mercedes (a brand of luxury automobiles).
#1711
نادره
نادره
بی مانند، بی نظیر.