Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,951 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1921
پوسته
پوسته
اسملایهٔ بیرونی و نازکِ چیزی که آن را می‌پوشاند، مثل پوست میوه یا تخم‌مرغ.
#1920
تقاضا
تقاضا
اسمدرخواست یا خواستنِ چیزی، به‌ویژه به‌صورت رسمی یا مودبانه.
#1919
ارزان
ارزان
صفتکم‌قیمت و دارای بهای پایین؛ گران نیست.
#1918
طاووس
طاووس
اسمپرنده‌ای بزرگ و زیبا با دم بلند و رنگارنگ که معمولاً نرِ آن دمش را باز می‌کند.
#1917
آماده
آماده
صفتمهیا و حاضر برای انجام کاری یا وقوع چیزی.
#1916
کنسول
کنسول
اسمدستگاه یا میز کنترلی برای کار با تجهیزات، به‌ویژه دستگاه بازی (کنسول بازی).
#1915
اوقات
اوقات
اسمجمعِ «وقت»؛ به معنی زمان‌ها یا اوقاتِ روز (مثل صبح و عصر).
#1914
روزنه
روزنه
اسمسوراخ یا شکاف کوچک برای عبور نور و هوا؛ دریچهٔ کوچک.
#1913
ویدیو
ویدیو
اسمفیلم یا محتوای تصویریِ ضبط‌شده یا پخش‌شونده (مثلاً در گوشی یا اینترنت).
#1912
مستقل
مستقل
صفتکسی یا چیزی که به دیگری وابسته نیست و خودش تصمیم می‌گیرد یا عمل می‌کند.
#1911
مراتب
مراتب
اسمجمعِ «مرتبه»؛ یعنی درجه‌ها و سطح‌ها یا رتبه‌های مختلفِ یک چیز یا افراد.
#1910
شمارش
شمارش
اسمعمل شماریدنِ چیزها یا افراد برای دانستن تعداد آن‌ها.
#1909
املاک
املاک
اسمدارایی‌های غیرمنقول مانند زمین و ساختمان؛ ملک و مستغلات.
#1908
شستشو
شستشو
اسمعمل شستن و پاک کردن چیزی با آب یا مواد شوینده.
#1907
تجدید
تجدید
اسمدوباره انجام دادن یا تازه‌کردنِ چیزی؛ مانند تمدید یا نوسازی.
#1906
متحمل
متحمل
صفتکسی که چیزی را تحمل می‌کند و بار یا سختی را بر عهده می‌گیرد.
#1905
تجربه
تجربه
اسمتجربه یعنی چیزی که با انجام دادن یا گذر زمان یاد می‌گیری و در زندگی به کار می‌بری.
#1904
تعطیل
تعطیل
صفتروز یا زمانی که کار و فعالیت‌های رسمی انجام نمی‌شود؛ تعطیلی.
#1903
تعلیم
تعلیم
اسمآموزش و یاد دادنِ دانش یا مهارت به کسی.
#1902
موجود
موجود
صفتحاضر و در دسترس؛ یعنی چیزی که الان وجود دارد یا در انبار هست.
#1901
خواست
خواست
اسم«خواست» یعنی خواسته یا میل و ارادهٔ کسی برای داشتن یا انجام دادن چیزی.
#1900
خجالت
خجالت
اسماحساس شرم و معذب‌بودن از کاری یا در برابر دیگران.
#1899
مشهور
مشهور
صفتکسی یا چیزی که در میان مردم شناخته‌شده و معروف است.
#1898
خدمات
خدمات
اسمکارها و سرویس‌هایی که برای کمک یا رفع نیاز دیگران ارائه می‌شود.
#1897
اقدام
اقدام
اسمعمل یا کاری که برای رسیدن به هدف انجام می‌شود؛ دست به کار شدن.
#1896
نفرین
نفرین
اسمدعایی یا سخنی برای بدبختی و زیانِ کسی؛ لعن و نفر.
#1895
مزدور
مزدور
اسمکسی که برای مزد کار می‌کند؛ در گفتار روزمره اغلب به معنی «مزدبگیر/عاملِ وابسته» به کار می‌رود.
#1894
مسئول
مسئول
صفتکسی که وظیفه یا اختیار انجام کاری را دارد و در برابر آن پاسخگوست.
#1893
زاویه
زاویه
اسمزاویه یعنی گوشه یا فاصلهٔ بین دو خط یا دو سطح که به هم می‌رسند.
#1892
مهاجم
مهاجم
اسمکسی یا چیزی که به دیگران حمله می‌کند یا برای آسیب‌زدن و پیشروی یورش می‌برد.