Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,771 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1231
مذموم
مذموم
صفتنکوهیده و بد؛ چیزی یا کسی که مورد سرزنش و انتقاد است.
#1230
سزیده
سزیده
#1229
شهنام
شهنام
#1228
بهناز
بهناز
اسمنامِ دخترانهٔ فارسی به معنی «بهترین ناز/نازِ خوب» و به‌طور کلی «زیبا و دلنشین».
#1227
گدوکی
گدوکی
#1226
صدارس
صدارس
#1225
ماتحت
ماتحت
اسمبخش پایین‌تر یا زیرینِ چیزی؛ به‌ویژه قسمت پایینِ بدن (زیرِ کمر).
#1224
جگرکی
جگرکی
اسمفروشنده یا مغازه‌ای که جگر و دل‌وقلو و کباب‌های آن را می‌فروشد.
#1223
شلیخا
شلیخا
#1222
نوائی
نوائی
اسمآواز یا صدای خوشِ موسیقی؛ نغمه.
#1221
مکفوف
مکفوف
صفتنابینا؛ کسی که بینایی ندارد (معمولاً به‌ویژه نابینای مادرزاد).
#1220
آیینه
آیینه
اسموسیله‌ای با سطح بازتابنده که تصویر را نشان می‌دهد؛ آینه.
#1219
تئاتر
تئاتر
اسمنمایش یا هنر اجرای نمایش روی صحنه، و نیز محل اجرای آن.
#1218
ارشیا
ارشیا
اسمنامِ پسرانهٔ فارسی (اسمِ خاص).
#1217
بیمار
بیمار
صفتکسی که مریض است و از بیماری رنج می‌برد.
#1216
زیمنس
زیمنس
اسمواحد اندازه‌گیری رسانایی الکتریکی در دستگاه SI (نماد: S).
#1215
بلوند
بلوند
صفتکسی یا چیزی با موهای روشنِ متمایل به زرد (طلایی).
#1214
بچایم
بچایم
#1213
بیجار
بیجار
اسمنام شهری در استان کردستان ایران.
#1212
تصلیب
تصلیب
اسمبه صلیب کشیدنِ کسی؛ مصلوب کردن (معمولاً به‌عنوان مجازات).
#1211
نریان
نریان
اسماسب نرِ بالغ (نرِ اسب).
#1210
قلیان
قلیان
اسموسیله‌ای برای کشیدن تنباکو که دود آن از آب عبور می‌کند (هوکا).
#1209
آغازه
آغازه
اسمآغاز و شروعِ یک کار یا رویداد.
#1208
دهخدا
دهخدا
اسمنام خانوادگیِ علی‌اکبر دهخدا، نویسنده و لغت‌شناس ایرانی و گردآورندهٔ «لغت‌نامهٔ دهخدا».
#1207
تمارض
تمارض
اسمخود را بیمار یا ناتوان نشان دادن برای فرار از کار یا مسئولیت.
#1206
بوقچی
بوقچی
اسمکسی که بوق می‌زند یا با بوق (مثلاً بوق ماشین) سر و صدا راه می‌اندازد.
#1205
میخچه
میخچه
اسمبرآمدگی سفت و دردناک پوست (معمولاً روی پا) که بر اثر فشار یا اصطکاک ایجاد می‌شود.
#1204
اعجاز
اعجاز
اسمکار یا پدیده‌ای شگفت‌انگیز و خارق‌العاده که فراتر از توان معمول انسان دانسته می‌شود.
#1203
میفسر
میفسر
#1202
تابند
تابند
فعل«تابند» یعنی می‌تابند؛ نور می‌دهند یا می‌درخشند.