Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,759 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1219
تئاتر
تئاتر
اسمنمایش یا هنر اجرای نمایش روی صحنه، و نیز محل اجرای آن.
#1218
ارشیا
ارشیا
اسمنامِ پسرانهٔ فارسی (اسمِ خاص).
#1217
بیمار
بیمار
صفتکسی که مریض است و از بیماری رنج می‌برد.
#1216
زیمنس
زیمنس
اسمواحد اندازه‌گیری رسانایی الکتریکی در دستگاه SI (نماد: S).
#1215
بلوند
بلوند
صفتکسی یا چیزی با موهای روشنِ متمایل به زرد (طلایی).
#1214
بچایم
بچایم
#1213
بیجار
بیجار
اسمنام شهری در استان کردستان ایران.
#1212
تصلیب
تصلیب
اسمبه صلیب کشیدنِ کسی؛ مصلوب کردن (معمولاً به‌عنوان مجازات).
#1211
نریان
نریان
اسماسب نرِ بالغ (نرِ اسب).
#1210
قلیان
قلیان
اسمcalean, hookah, narghile
#1209
آغازه
آغازه
اسمآغاز و شروعِ یک کار یا رویداد.
#1208
دهخدا
دهخدا
اسمنام خانوادگیِ علی‌اکبر دهخدا، نویسنده و لغت‌شناس ایرانی و گردآورندهٔ «لغت‌نامهٔ دهخدا».
#1207
تمارض
تمارض
اسمخود را بیمار یا ناتوان نشان دادن برای فرار از کار یا مسئولیت.
#1206
بوقچی
بوقچی
اسمکسی که بوق می‌زند یا با بوق (مثلاً بوق ماشین) سر و صدا راه می‌اندازد.
#1205
میخچه
میخچه
اسمcorn, clavus (on the skin)
#1204
اعجاز
اعجاز
اسمکار یا پدیده‌ای شگفت‌انگیز و خارق‌العاده که فراتر از توان معمول انسان دانسته می‌شود.
#1203
میفسر
میفسر
#1202
تابند
تابند
فعل«تابند» یعنی می‌تابند؛ نور می‌دهند یا می‌درخشند.
#1201
اعسار
اعسار
اسمناتوانی از پرداخت بدهی یا هزینه‌ها به‌دلیل نداشتن توان مالی.
#1200
هراسم
هراسم
فعل«هراسم» یعنی «من می‌ترسم» یا «من دچار ترس و نگرانی هستم».
#1199
خوراک
خوراک
اسمخوراک یعنی غذا یا چیزی که خورده می‌شود.
#1198
اعانت
اعانت
اسمکمک و یاری‌رساندن به کسی، به‌ویژه در کار یا هزینه.
#1197
غفیله
غفیله
اسمبی‌خبری و ناآگاهی؛ حالتی که آدم از چیزی غافل است.
#1196
ملموس
ملموس
صفتچیزی که قابل لمس کردن یا به‌طور روشن و محسوس قابل درک باشد.
#1195
تکانم
تکانم
فعل«تکانم» یعنی «تکانم بده/می‌دهم»؛ چیزی را کمی می‌جنبانم یا می‌لرزانم.
#1194
تشریف
تشریف
اسمتشریف یعنی حضور یا آمدنِ محترمانهٔ کسی (مثل «تشریف آوردید»).
#1193
خروشد
خروشد
فعل«خروشد» یعنی با صدای بلند و از شدت احساس یا خشم فریاد بزند یا غوغا کند.
#1192
ادیان
ادیان
اسمادیان یعنی دین‌ها؛ مجموعهٔ دین‌های مختلف (مثل اسلام، مسیحیت و یهودیت).
#1191
آبادو
آبادو
#1190
اذکار
اذکار
اسمذکرها و دعاهای کوتاهی که برای یاد خدا گفته می‌شود.