Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,759
کلمه روزانه و در حال افزایش
Classic
Speed Streak
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
#1699
متولد
صفت
به دنیا آمده؛ کسی که در تاریخ یا سالی مشخص زاده شده است.
#1698
آلفرد
اسم
نامِ مردانه (معادلِ Alfred در انگلیسی).
#1697
منطقه
اسم
بخشی مشخص از یک شهر، کشور یا ناحیه که بهعنوان یک محدوده جغرافیایی شناخته میشود.
#1696
اجازه
اسم
اجازه یعنی اجازهدادن یا حق و رضایت برای انجام کاری.
#1695
سکانس
اسم
بخشی از یک فیلم یا سریال که چند صحنهٔ پیوسته را در یک رویداد یا زمان مشخص نشان میدهد.
#1694
سرباز
اسم
فردی که در ارتش خدمت میکند و معمولاً درجهٔ پایینی دارد.
#1693
پذیری
پسوندِ اسمساز به معنی «قابلیت/آمادگیِ پذیرفتنِ چیزی» (مثل: پذیرشپذیری).
#1692
واکنش
اسم
پاسخ یا عکسالعملی که کسی یا چیزی در برابر یک رویداد، گفته یا عمل نشان میدهد.
#1691
پنهان
صفت
پنهان یعنی دور از دید و آشکار نبودن؛ مخفی.
#1690
اسناد
اسم
مدارک و نوشتههای رسمی که برای اثبات یا ثبت یک موضوع به کار میروند.
#1689
مورگن
#1688
رسانی
اسم
«رسانی» بهمعنای رساندن یا انتقال دادن چیزی به جایی/کسی است (معمولاً در ترکیبهایی مثل «اطلاعرسانی»…
#1687
فاجعه
اسم
رویداد بسیار بد و ویرانگر که خسارت یا تلفات زیادی بهجا میگذارد.
#1686
درازی
اسم
بلندی و طولانی بودنِ چیزی؛ درازا.
#1685
اوضاع
اسم
وضعیت و شرایط کلیِ یک فرد، مکان یا جامعه در یک زمان مشخص.
#1684
گفتیم
فعل
«گفتیم» یعنی «ما گفتیم/ما بیان کردیم»؛ گذشتهٔ فعل «گفتن» برای اولشخص جمع.
#1683
درایو
اسم
درایو: عمل یا مسیر رانندگی/راندن خودرو (مثلاً رفتن با ماشین).
#1682
تحلیل
اسم
بررسی و تجزیهکردن یک موضوع یا دادهها برای فهم بهتر و نتیجهگیری.
#1681
اطهار
اسم
«اطهار» جمعِ «طاهر» است و در کاربرد رایج به «پاکان/پاکیزگان» (بهویژه اهلبیت) گفته میشود.
#1680
آماده
صفت
مهیا و حاضر برای انجام کاری یا وقوع چیزی.
#1679
گذشتم
فعل
«گذشتم» یعنی از چیزی عبور کردم یا از آن رد شدم.
#1678
غرابت
اسم
عجیببودن یا نامأنوسبودنِ چیزی؛ حالتِ غیرعادی و غریب.
#1677
بتپیم
فعل
«بتپیم» یعنی «بتپیم/بتپد»؛ شکل محاورهایِ «بتپد» (از تپیدن)، مثل «قلبم بتپد».
#1676
خوناب
اسم
مایع رقیق و آبکیِ آمیخته با خون که از زخم یا پس از شستوشو/جراحی بیرون میآید.
#1675
سیبکی
#1674
شمرید
فعل
صورت گذشتهٔ «شمردن» (شما): چیزی را حساب کردید یا تعدادش را تعیین کردید.
#1673
کبوتر
اسم
پرندهای از خانوادهٔ کبوتران که معمولاً در شهرها دیده میشود و به «pigeon» معروف است.
#1672
البسه
اسم
لباسها و پوشاک؛ چیزهایی که برای پوشیدن به تن میکنند.
#1671
فصیحی
صفت
منسوب به فصیح؛ کسی که روان و درست و شیوا سخن میگوید.
#1670
ضدخبر
← Newer
Page 3 / 59
Older →
Play Today's Wordle