Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,772 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1082
حفاظت
حفاظت
اسمنگهداری و مراقبت برای جلوگیری از آسیب یا خطر و حفظ امنیت.
#1081
عقربی
عقربی
صفتمنسوب به عقرب؛ شبیه یا مربوط به عقرب (مثلاً «نیشِ عقربی»).
#1080
پوشید
پوشید
فعلگذشتهٔ فعل «پوشیدن»؛ یعنی لباس یا چیزی را بر تن کرد.
#1079
مصطفی
مصطفی
اسمنام مردانهٔ رایج؛ لقب پیامبر اسلام به معنی «برگزیده».
#1078
فرجام
فرجام
اسمپایان و نتیجهٔ نهاییِ یک کار یا ماجرا.
#1077
بداصل
بداصل
صفتکسی که ذات و تربیت بدی دارد و ناسپاس یا نامرد است.
#1076
علایی
علایی
صفتمنسوب به «علاء» یا «علایی»؛ یعنی مربوط به علاء/علایی‌ها (نام یا لقب).
#1075
کنارد
کنارد
#1074
عربیت
عربیت
اسمعربیت یعنی عرب‌بودن یا ویژگی‌ها و حالتِ عربی (زبان، فرهنگ یا سبک).
#1073
تلمود
تلمود
اسمکتاب یا مجموعهٔ متون دینی و فقهی یهودیان که شرح و تفسیر تورات و قوانین دینی است.
#1072
اشبیل
اشبیل
#1071
منویس
منویس
#1070
سیمون
سیمون
#1069
مدبری
مدبری
اسممدبری یعنی داشتن تدبیر و توانایی اداره و تصمیم‌گیری درست و سنجیده.
#1068
دونبش
دونبش
#1067
پرباد
پرباد
#1066
شکسته
شکسته
صفتچیزی که ترک خورده یا از هم جدا شده و سالم نیست.
#1065
تخریب
تخریب
اسمویران کردن یا آسیب‌زدن به چیزی، به‌ویژه ساختمان یا سازه.
#1064
دافعه
دافعه
اسمنیرویی که باعث دور شدن یا پس زدنِ چیزی از چیز دیگر می‌شود.
#1063
نتپید
نتپید
فعل«نتپید» شکل منفیِ «تپیدن» است؛ یعنی (دل/نبض) تپش نداشت یا نزد.
#1062
متمکن
متمکن
صفتدارای توان مالی و امکانات کافی؛ ثروتمند و برخوردار.
#1061
باسمه
باسمه
اسمنقش یا تصویر چاپیِ آماده (مثل مهر یا کلیشه) که برای چاپ و تکثیر به کار می‌رود.
#1060
عضویت
عضویت
اسمعضو شدن یا داشتن عضویت در یک گروه، سازمان یا باشگاه.
#1059
سیاست
سیاست
اسمسیاست یعنی اداره و مدیریت امور کشور و تصمیم‌گیری‌های مربوط به حکومت و جامعه.
#1058
صولتی
صولتی
صفتدارای شکوه و هیبت؛ با ابهت و پرجلال.
#1057
نجوشم
نجوشم
فعل«نجوشم» یعنی «نجوشم/به جوش نیایم»؛ از جوشیدن یا به جوش آمدن خودداری کنم.
#1056
مبعلی
مبعلی
#1055
دوریس
دوریس
#1054
نیکتا
نیکتا
اسمنام دخترانه به معنی «یکتا و بی‌همتا» (گاهی «نیک و یکتا»).
#1053
خایند
خایند