Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,772 کلمه روزانه و در حال افزایش

#902
فسانه
فسانه
اسمداستان یا روایت خیالی و افسانه‌گونه، معمولاً غیرواقعی.
#901
پراید
پراید
اسمنام یک خودروی سواری اقتصادی و پرکاربرد در ایران (کیا پراید).
#900
روبات
روبات
اسمماشین یا دستگاهی خودکار که می‌تواند کارها را به‌صورت برنامه‌ریزی‌شده انجام دهد.
#899
شاهنگ
شاهنگ
اسمشاهنگ به معنی «شاهین» است؛ پرندهٔ شکاری.
#898
زهوار
زهوار
اسمنوار یا لبهٔ باریکِ دورِ در و پنجره یا لبهٔ چیزی که برای قاب‌بندی و پوشاندن درزها به کار می‌رود.
#897
دویدن
دویدن
اسمعملِ دویدن؛ حرکت سریع با پاها (معمولاً برای رسیدن یا ورزش).
#896
روناک
روناک
اسمروشنایی و درخشندگی؛ نور و تابندگی.
#895
مظطرب
مظطرب
صفتنگران و بی‌قرار؛ دچار اضطراب و آشفتگی.
#894
بیدلی
بیدلی
اسمحالتِ بی‌دل بودن؛ دلتنگی و بی‌قراریِ ناشی از غم یا دوری.
#893
کوچیم
کوچیم
«کوچیم» یعنی «کوچکیم/ما کوچک هستیم» (صورت محاوره‌ای و کوتاه‌شدهٔ «کوچکیم»).
#892
خستگی
خستگی
اسمحالتِ خسته بودن و کم شدنِ انرژی بدن یا ذهن پس از کار، تلاش یا بی‌خوابی.
#891
مالیم
مالیم
#890
درانی
درانی
#889
وزشگر
وزشگر
#888
نیابد
نیابد
فعلصورت منفیِ «بیابد»؛ یعنی «پیدا نکند/نیابد» یا «به دست نیاورد».
#887
منبوع
منبوع
#886
یمامه
یمامه
اسمنوعی پرنده از خانوادهٔ کبوتران (قمری/کبوتر وحشی).
#885
بچسیم
بچسیم
#884
امانی
امانی
صفتمنسوب به «امان»؛ به معنی امانتی یا مربوط به امانت و سپرده.
#883
عایدی
عایدی
اسمدرآمد یا سودی که از کاری، سرمایه‌گذاری یا معامله به دست می‌آید.
#882
معروف
معروف
صفتکسی یا چیزی که شناخته‌شده و مشهور است.
#881
نامچه
نامچه
اسمدفترچهٔ کوچک برای نوشتن نام‌ها و نشانی‌ها یا یادداشت‌های کوتاه.
#880
محبوب
محبوب
صفتدوست‌داشتنی و محبوبِ دلِ مردم؛ کسی یا چیزی که خیلی دوستش دارند.
#879
بروبم
بروبم
فعلصورت محاوره‌ای «برویم»؛ یعنی «بیایید/بذار برویم» (پیشنهاد یا دعوت به رفتن).
#878
کایاک
کایاک
اسمقایق باریک و سبکِ پارویی برای حرکت روی آب (معمولاً یک‌نفره یا دونفره).
#877
ایقان
ایقان
اسمیقین و اطمینان کامل به درست بودن چیزی.
#876
چراغو
چراغو
«چراغو» شکل محاوره‌ایِ «چراغ را» است و معمولاً به معنی چراغ/لامپ (روشنایی) در جمله می‌آید.
#875
چکیده
چکیده
اسمخلاصه و عصارهٔ یک متن یا مطلب که نکات اصلی را کوتاه بیان می‌کند.
#874
آذوقه
آذوقه
اسمخوراک و مواد غذاییِ ذخیره‌شده برای مصرف در مدت زمانی، به‌ویژه برای سفر یا روزهای آینده.
#873
زاییم
زاییم
فعلصورت اول‌شخص جمعِ فعل «زاییدن»؛ یعنی «ما بچه به دنیا می‌آوریم» یا «می‌زاییم».