Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,773 کلمه روزانه و در حال افزایش

#513
همبند
همبند
صفتچیزی که دو بخش یا دو چیز را به هم وصل و مرتبط می‌کند؛ پیونددهنده.
#512
تمثال
تمثال
اسممجسمه یا پیکرهٔ ساخته‌شده از سنگ، فلز یا مواد دیگر که شکل انسان یا چیز دیگری را نشان می‌دهد.
#511
بهشتی
بهشتی
صفتمنسوب به بهشت؛ بهشتی یعنی کسی یا چیزی که اهلِ بهشت یا مربوط به بهشت است.
#510
کمالی
کمالی
صفتمنسوب به «کمال» یا «کمالی»؛ همچنین نام خانوادگیِ رایج.
#509
خورید
خورید
#508
لاییک
لاییک
صفتسکولار؛ طرفدار جدایی دین از حکومت و امور عمومی.
#507
بوکسر
بوکسر
اسمشورت یا لباس زیر چسبان و کوتاهِ مردانه (مدل بوکسر).
#506
بدوزم
بدوزم
فعل«بدوزم» یعنی چیزی را با سوزن و نخ به هم وصل کنم یا روی چیزی بدوزم.
#505
گسستن
گسستن
فعلجدا یا پاره شدن/کردن؛ قطع شدن پیوند یا اتصال.
#504
عنایت
عنایت
اسملطف و توجهِ مهربانانه و کمک یا حمایت از روی محبت.
#503
افلیج
افلیج
صفتفلج‌شده یا نیمه‌فلج؛ کسی که دست‌وپا یا بخشی از بدنش از کار افتاده است.
#502
اجساد
اجساد
اسمجمعِ «جسد»؛ بدن‌های بی‌جان یا پیکرهای مردگان.
#501
لاسید
لاسید
#500
جهادی
جهادی
صفتوابسته به جهاد یا فعالیت‌های جهادی؛ معمولاً به معنای داوطلبانه و پرتلاش برای خدمت و سازندگی.
#499
تمرگم
تمرگم
#498
مددگر
مددگر
اسمکسی که به دیگران کمک و یاری می‌رساند، به‌ویژه در کارهای حمایتی یا اجتماعی.
#497
بیرشک
بیرشک
#496
مجروح
مجروح
صفتکسی که در اثر حادثه یا جنگ آسیب بدنی دیده و زخمی شده است.
#495
مداحی
مداحی
اسمخواندن و اجرای شعر و نوحه در ستایش اهل‌بیت، به‌ویژه در مراسم مذهبی.
#494
نپختم
نپختم
فعل«نپختم» یعنی نپختم/نپزیدم؛ چیزی را نپختم یا غذا را آماده نکردم.
#493
جداره
جداره
اسمسطح یا دیوارهٔ یک سازه یا فضا، مثل جدارهٔ دیوار، لوله یا مخزن.
#492
دادفر
دادفر
اسمدادفر: کسی که داد و عدالت را برقرار می‌کند؛ دادگستر.
#491
نسترن
نسترن
اسمنوعی گل رز وحشیِ خوشبو با گل‌های سفید یا صورتی کم‌رنگ (معروف به رز نسترن).
#490
پرتاب
پرتاب
اسمپرتاب یعنی انداختن یا افکندن چیزی با دست یا وسیله به سمت جایی.
#489
تکذیب
تکذیب
اسمانکار یا رد کردنِ درستیِ یک خبر، ادعا یا گفته.
#488
جهالت
جهالت
اسمنادانی و بی‌اطلاعی؛ نداشتن آگاهی یا دانش کافی.
#487
هزاره
هزاره
اسمدوره‌ای هزارساله؛ همچنین به معنی «هزار سال».
#486
آبگیر
آبگیر
اسمگودال یا حوضچه‌ای که آب در آن جمع می‌شود، مثل برکه یا آبگیر طبیعی.
#485
جرارد
جرارد
#484
تعزیه
تعزیه
اسممراسم سوگواری و شبیه‌خوانیِ مذهبی، به‌ویژه برای واقعهٔ کربلا و امام حسین.