Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,773
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#543
دوبین
اسم
وسیلهای برای دیدن اجسام دور با بزرگنمایی (مثل دوربین دوچشمی).
#542
ستانم
فعل
«ستانم» شکل اولشخص مفردِ فعل «ستاندن» است؛ یعنی «میگیرم/میستانم».
#541
ژنرال
اسم
افسر ارشد ارتش با درجهٔ بسیار بالا که فرماندهی نیروها را بر عهده دارد.
#540
مبتدا
اسم
آغاز یا شروعِ چیزی؛ نقطهٔ شروع.
#539
اوباش
اسم
افراد شرور و بینظمِ خیابانی که معمولاً با زورگویی و ایجاد مزاحمت شناخته میشوند.
#538
خسبید
فعل
گذشتهٔ «خُسبیدن»؛ یعنی خوابید (به خواب رفت).
#537
جنگجو
اسم
کسی که میجنگد؛ رزمنده یا مبارز.
#536
نغریم
#535
درگیر
صفت
مشغول یا گرفتارِ چیزی بودن؛ درگیرِ کار، مشکل یا بحث شدن.
#534
دیگچه
اسم
دیگچه یعنی دیگ کوچک یا قابلمهٔ کوچک برای پختوپز.
#533
ضیافت
اسم
مهمانی یا پذیرایی رسمی که در آن از مهمانان با غذا و نوشیدنی پذیرایی میشود.
#532
سرسام
اسم
تب شدید همراه با هذیان و بیقراری؛ گاهی بهطور کلی حالت آشفتگی و گیجی شدید.
#531
سفاهت
اسم
نادانی و بیخردی؛ رفتار یا گفتار احمقانه و نسنجیده.
#530
مپلاس
#529
منفور
صفت
کسی یا چیزی که مورد نفرت و بیزاری دیگران است و دوستداشتنی نیست.
#528
نزدود
#527
مجاری
اسم
مجاری یعنی راهها یا کانالهایی که چیزی از آنها عبور میکند، مثل مجاری تنفسی یا ادراری.
#526
نپریم
فعل
صورت منفیِ «بپریم»؛ یعنی «نپریم» = نپریم/نجهیم (مثلاً از جایی پایین نپریم).
#525
چرخیم
فعل
«چرخیم» یعنی «میچرخیم»؛ با هم دور میزنیم یا حرکت دورانی میکنیم.
#524
سبوسه
اسم
نوعی خوراکی/پیراشکی مثلثیِ سرخشده با خمیر نازک و مواد داخل (معمولاً سیبزمینی یا گوشت).
#523
درفشی
صفت
منسوب به «درفش»؛ مربوط به پرچم یا دارای نقشِ پرچم.
#522
حقیقی
صفت
واقعی و درست؛ نه خیالی یا ساختگی.
#521
احراج
#520
موتمن
صفت
کسی که امین و قابل اعتماد است و میتوان به او اطمینان کرد.
#519
غرائز
اسم
غرائز یعنی تمایلات و رفتارهای ذاتی و طبیعیِ انسان یا حیوان که بدون آموزش شکل میگیرند.
#518
نکاوم
#517
ببلعی
فعل
«ببلعی» شکل محاورهایِ «ببلعی!» است؛ یعنی «ببلع/قورت بده» (دستور به خوردن یا بلعیدن).
#516
مهدیس
اسم
نام دخترانهٔ فارسی؛ بهعنوان اسمِ خاص برای افراد بهکار میرود.
#515
کشمیر
اسم
کشمیر نام منطقهای در شمال شبهقارهٔ هند (میان هند و پاکستان) است.
#514
یانکر
← Newer
Page 42 / 60
Older →
Play Today's Wordle