Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,771 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1621
مشمئز
مشمئز
صفتحالت یا صفتِ کسی که از چیزی بیزار و چندشش می‌شود.
#1620
سالوس
سالوس
اسمریاکاری و تظاهر به دینداری یا پاکی برای فریب دیگران.
#1619
شارعی
شارعی
صفتمنسوب به شارع؛ مربوط به خیابان یا معبر عمومی.
#1618
بماسم
بماسم
#1617
باسیل
باسیل
اسمنوعی باکتری میله‌ای‌شکل (باسیل) که می‌تواند عامل برخی بیماری‌ها باشد.
#1616
کوشیم
کوشیم
فعل«کوشیم» یعنی «تلاش کنیم» یا «سعی کنیم» (صورتِ اول‌شخص جمعِ فعلِ کوشیدن).
#1615
اوتاد
اوتاد
اسممیخ‌ها یا میله‌های چوبی/فلزی که برای محکم‌کردن یا نگه‌داشتن چیزی به کار می‌روند.
#1614
عریضه
عریضه
اسمدرخواست یا نامهٔ رسمی که معمولاً به یک مقام یا اداره نوشته می‌شود.
#1613
تازند
تازند
فعل«تازند» یعنی (آن‌ها) می‌تازند؛ با سرعت می‌دوند یا یورش می‌برند.
#1612
ریزند
ریزند
«ریزند» یعنی «ریز هستند»؛ کوچک و دانه‌دانه‌اند.
#1611
جهشگر
جهشگر
اسمکسی یا چیزی که جهش می‌کند یا باعث جهش می‌شود.
#1610
منحوس
منحوس
صفتبدیمن و شوم؛ کسی یا چیزی که بدشانسی و نحوست می‌آورد.
#1609
رونده
رونده
صفتکسی یا چیزی که در حال رفتن یا حرکت کردن است؛ «در حال حرکت».
#1608
موکلی
موکلی
صفتمنسوب به موکل؛ مربوط به کسی که وکیل گرفته یا کارش را به وکیل سپرده است.
#1607
تبعات
تبعات
اسمپیامدها و عواقبِ یک کار یا رویداد، معمولاً نتایج منفی یا دردسرساز.
#1606
نموری
نموری
#1605
ازپیش
ازپیش
قیداز قبل؛ پیشاپیش و قبل از وقوع یا انجام کاری.
#1604
مکاسب
مکاسب
اسمکسب‌وکارها و راه‌های کسب درآمد؛ معاملات و دادوستد.
#1603
شاپرک
شاپرک
اسمپروانهٔ کوچک، به‌ویژه پروانه‌ای که شب‌ها پرواز می‌کند.
#1602
بنوشت
بنوشت
فعل«بنوشت» یعنی «نوشت»؛ فعلِ گذشتهٔ ساده از «نوشتن» (او/وی نوشت).
#1601
جهاند
جهاند
#1600
سوفار
سوفار
#1599
ننشین
ننشین
فعلصورت امریِ منفیِ «نشستن»؛ یعنی «ننِشین/نشین» (دستور به ننشستن).
#1598
آیووا
آیووا
#1597
شکفند
شکفند
#1596
بچینی
بچینی
فعلصورت محاوره‌ایِ «بچین»؛ یعنی چیزی را بچین/جمع کن (مثل میوه یا گل).
#1595
ستردن
ستردن
فعلپاک کردن یا زدودن چیزی از روی سطح؛ مثل ستردن گرد و غبار.
#1594
مزاحی
مزاحی
#1593
هیبتی
هیبتی
صفتدارای ابهت و شکوه؛ با ظاهر یا رفتاری که احترام و ترس ایجاد می‌کند.
#1592
قبولم
قبولم
یعنی «من را قبول کن/می‌پذیری؟» یا «من را قبول دارد» (در گفتار روزمره برای پذیرفتن یا تأیید کردن).