Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,777 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1267
توللی
توللی
#1266
مفتاح
مفتاح
اسمکلید؛ وسیله‌ای برای باز کردن قفل یا در.
#1265
منزلت
منزلت
اسمجایگاه و مقام اجتماعی یا ارزش و اعتبار یک فرد یا چیز.
#1264
هلاکو
هلاکو
#1263
مدونا
مدونا
#1262
نهشتن
نهشتن
فعلبه‌جا گذاشتن یا قرار دادن چیزی در جایی؛ گذاشتن.
#1261
ظرایف
ظرایف
اسمنکته‌ها و لطیفه‌های ظریف و جالب؛ ریزه‌کاری‌ها.
#1260
ندیدی
ندیدی
فعل«ندیدی» یعنی «تو ندیدی/مشاهده نکردی» و معمولاً به معنی «آیا ندیدی؟» یا «نمی‌بینی؟» به‌کار می‌رود.
#1259
کنگری
کنگری
#1258
گلرنگ
گلرنگ
اسمگیاهی با گل‌های زرد یا نارنجی که از آن رنگ و روغن می‌گیرند (کافشه/زعفرانِ تقلبی).
#1257
هدبند
هدبند
اسمنوار یا بندی که دور سر بسته می‌شود تا موها را جمع کند یا عرق را بگیرد.
#1256
تجاهل
تجاهل
اسمنادیده گرفتن یا خود را به ندانستن زدن و بی‌اعتنایی کردن به چیزی یا کسی.
#1255
بوتیک
بوتیک
اسمفروشگاه کوچک و شیکِ پوشاک و لوازم مد، معمولاً با اجناس خاص یا برند.
#1254
خانمی
خانمی
اسم«خانمی» یعنی رفتار یا حالتِ مؤدبانه و شایستهٔ یک خانم؛ همچنین به‌صورت خطاب محترمانه به زن به‌کار می‌…
#1253
تعقید
تعقید
اسمپیچیده و دشوار کردنِ یک موضوع یا کار؛ پیچیدگی و گره‌خوردگی.
#1252
بیابد
بیابد
فعلصورت التزامی/آیندهٔ فعل «یافتن»؛ یعنی «پیدا کند/بیابد».
#1251
بلدیه
بلدیه
اسمشهرداری؛ سازمانی که امور شهری و خدمات عمومی شهر را اداره می‌کند.
#1250
اویسی
اویسی
#1249
صراحی
صراحی
اسمظرف شیشه‌ای یا سفالیِ گردن‌باریک برای نگهداری و ریختن مایعات (مثل آب یا شراب).
#1248
کهرام
کهرام
#1247
الویس
الویس
#1246
نسترد
نسترد
#1245
توختن
توختن
#1244
ورآید
ورآید
فعل«ورآید» یعنی «بیرون بیاید/ظاهر شود» یا «از جایی خارج شود».
#1243
پرگاز
پرگاز
#1242
آکنیم
آکنیم
#1241
موضوع
موضوع
اسمچیزی که درباره‌اش صحبت یا بحث می‌شود؛ موضوعِ گفتگو یا مسئله.
#1240
بدنما
بدنما
صفتزشت و ناپسند؛ چیزی یا کسی که ظاهر یا جلوهٔ بدی دارد.
#1239
وفالو
وفالو
#1238
پسرزا
پسرزا
صفتزنی که پسر به دنیا می‌آورد یا گفته می‌شود پسرزا است.