← Play Wordle فارسی

Wordle فارسی — همه کلمات

1,757 کلمه روزانه و در حال افزایش

چ
ر
ب
ی
د

#227 · ۱۲ بهمن ۱۴۰۰

«چربید» یعنی چرب یا روغنی شد و روی چیزی لایهٔ چربی گرفت.

پ
ا
ر
چ
ی

#226 · ۱۱ بهمن ۱۴۰۰

پارچی: ظرفی دسته‌دار برای ریختن و نگه‌داشتن آب یا نوشیدنی (مانند پارچ).

آ
ب
گ
ر
م

#225 · ۱۰ بهمن ۱۴۰۰

آبِ گرم؛ آبی که دمایش بالاست و برای شست‌وشو یا حمام استفاده می‌شود.

ن
و
ی
ر
ا

#224 · ۹ بهمن ۱۴۰۰

ح
س
ن
ل
ی

#223 · ۸ بهمن ۱۴۰۰

نام مردانهٔ فارسی (ترکیب «حسن» + «علی»).

م
و
ا
ع
ظ

#222 · ۷ بهمن ۱۴۰۰

پندها و نصیحت‌های اخلاقی یا دینی که برای راهنمایی و تذکر گفته می‌شود.

ن
ه
ا
د
ن

#221 · ۶ بهمن ۱۴۰۰

گذاشتن یا قرار دادنِ چیزی در جایی.

پ
س
ر
ف
ت

#220 · ۵ بهمن ۱۴۰۰

عقب‌گرد یا کاهشِ پیشرفت و بدتر شدنِ وضعیت نسبت به قبل.

د
و
ب
ا
ر

#219 · ۴ بهمن ۱۴۰۰

به معنی «دو مرتبه/دو بار»؛ یعنی انجام شدن چیزی برای بار دوم.

س
و
ز
ن
د

#218 · ۳ بهمن ۱۴۰۰

«سوزند» شکل صرفیِ فعل «سوختن» است و یعنی «می‌سوزانند/می‌سوزند» (در آتش یا از گرم…

ع
ش
ا
ق
ی

#217 · ۲ بهمن ۱۴۰۰

عشاقی یعنی مربوط به عاشقان یا حالت و رفتار عاشقانه.

ب
ت
ا
ب
م

#216 · ۱ بهمن ۱۴۰۰

«بتابم» یعنی نور یا روشنایی را بتابانم/بتابم (نور بدهـم).

ب
ر
ش
ت
ن

#215 · ۳۰ دی ۱۴۰۰

پریدن یا جستن به بالا؛ جهیدن.

ل
ا
ر
ن
س

#214 · ۲۹ دی ۱۴۰۰

نامِ مردانه (معادل «لارنس» در انگلیسی).

س
ر
ج
م
ع

#213 · ۲۸ دی ۱۴۰۰

در مجموع؛ به‌طور کلی و با جمع‌بندی همهٔ موارد.

ا
خ
ل
ا
ص

#212 · ۲۷ دی ۱۴۰۰

اخلاص یعنی پاکی نیت و انجام کار با صداقت و بدون ریا، فقط برای خدا یا از دل.

ق
ا
ر
و
ن

#211 · ۲۶ دی ۱۴۰۰

شخصی بسیار ثروتمند و مال‌دوست؛ کنایه از ثروت افسانه‌ای.

ف
ض
و
ل
ی

#210 · ۲۵ دی ۱۴۰۰

دخالت بی‌جا در کار دیگران و کنجکاویِ نابجا.

س
ر
ا
چ
ه

#209 · ۲۴ دی ۱۴۰۰

اتاق یا فضای کوچک و سرپوشیده درون خانه یا ساختمان، معمولاً در ورودی یا میان اتاق…

ف
ه
م
ن
د

#208 · ۲۳ دی ۱۴۰۰

فهمند یعنی باهوش و دارای درک و فهم خوب.

م
ش
غ
و
ل

#207 · ۲۲ دی ۱۴۰۰

درگیرِ کاری یا فعالیتی بودن؛ وقت نداشتن چون کاری انجام می‌دهی.

ن
گ
ش
ت
م

#206 · ۲۱ دی ۱۴۰۰

صورت گذشتهٔ «گشتن» در اول‌شخص مفرد: نرفتم/نگردیدم یا جست‌وجو نکردم.

چ
ر
خ
ی
د

#205 · ۲۰ دی ۱۴۰۰

گذشتهٔ «چرخیدن»؛ یعنی دور خود یا دور چیزی گشت و حرکت دورانی کرد.

ت
پ
ن
د
ه

#204 · ۱۹ دی ۱۴۰۰

کسی یا چیزی که می‌تپد؛ ضربان‌دار و در حال تپش (مثل قلب تپنده).

ع
ب
ر
ا
ت

#203 · ۱۸ دی ۱۴۰۰

اشک‌ها و گریه‌های ناشی از اندوه یا تأثر.

ر
ی
ا
ح
ی

#202 · ۱۷ دی ۱۴۰۰

a surname, Riyahi

و
ط
و
ا
ط

#201 · ۱۶ دی ۱۴۰۰

خفاش؛ پستاندار پرندهٔ شب‌زی که با پژواک‌یابی جهت‌یابی می‌کند.

ف
و
ک
و
س

#200 · ۱۵ دی ۱۴۰۰

تمرکز یا نقطهٔ تمرکز؛ توجه دقیق به یک موضوع یا تنظیم وضوح دوربین/چشم روی چیزی.

ب
ل
ی
ز
ر

#199 · ۱۴ دی ۱۴۰۰

ژاکت یا کت نیمه‌رسمی شبیه کت‌وشلوار که معمولاً با شلوار متفاوت پوشیده می‌شود.

و
ی
ر
و
س

#198 · ۱۳ دی ۱۴۰۰

عامل بیماری‌زای بسیار ریز که در سلول‌های زنده تکثیر می‌شود و می‌تواند بیماری ایج…

Global Stats · Open source on GitHub