Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,771
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#1501
بازند
فعل
«بازند» یعنی «میبازند»؛ شکست میخورند یا در بازی/رقابت امتیاز را از دست میدهند.
#1500
بگرفت
verb: took or seized.
#1499
پوسان
#1498
مراتع
اسم
زمینهای پوشیده از علف که برای چرای دام استفاده میشود.
#1497
گشودی
فعل
«گشودی» شکل گذشتهٔ فعل «گشودن» است؛ یعنی باز کردی/گشودی (مثل در را باز کردی).
#1496
کیدمن
#1495
باخته
صفت
شکلِ گذشتهٔ «باختن»؛ یعنی شکست خورده یا چیزی را از دست داده.
#1494
آغالش
#1493
اشرفی
اسم
سکهٔ طلا (معمولاً قدیمی) که بهعنوان پول بهکار میرفته است.
#1492
بسپرد
فعل
«بسپرد» یعنی چیزی را به کسی سپرد یا واگذار کرد؛ تحویل داد.
#1491
تخطئه
اسم
نادرست دانستن و رد کردنِ گفته یا کارِ کسی؛ سرزنش و ایراد گرفتن.
#1490
پسامد
اسم
نتیجه یا پیامدِ یک رویداد یا عمل؛ عاقبت و اثر آن.
#1489
بهنود
#1488
بشخصه
قید
بهطور شخصی؛ خودم/خودت/خودش (در مقام تأکید بر حضور یا نظر شخص).
#1487
عبوسی
اسم
حالت یا رفتارِ اخمو و گرفتهرو بودن؛ ترشرویی.
#1486
رامین
اسم
نامِ مردانهٔ فارسی (اسم پسر).
#1485
خوارج
اسم
گروهی تندرو و شورشی در صدر اسلام که از یاران امام علی جدا شدند.
#1484
امثال
اسم
امثال یعنی افراد یا چیزهای مشابه و مانندِ هم (مثل «امثالِ شما»).
#1483
خولیو
#1482
متصدی
اسم
شخصی که مسئول انجام کار یا ادارهٔ بخشی در یک سازمان یا محل است.
#1481
نگاری
اسم
«نگاری» به معنی نقشونگار و تصویرسازی/تزئین با طرح و نقش است.
#1480
نچیند
فعل
«نچیند» یعنی نچینَد؛ چیزی را نکندن یا نچیدن (مثل میوه یا گل) و از جا جدا نکردن.
#1479
لختگی
اسم
حالت یا تودهٔ سفتشدهٔ خون یا مایع که به صورت لخته درمیآید.
#1478
خسیسی
اسم
آدمی که خیلی خسیس است و پولش را به سختی خرج میکند.
#1477
ببریز
فعل
صورت امریِ «ریختن»؛ یعنی چیزی را بریز/داخل جایی بریز.
#1476
رسمیت
اسم
وضعیت یا حالتِ رسمی بودن و داشتن اعتبار و تأیید قانونی یا اداری.
#1475
بداند
فعل
صورت التزامیِ فعل «دانستن» برای سومشخص مفرد؛ یعنی «او بداند» (آگاه باشد/بداند).
#1474
شکافی
صفت
دارای شکاف یا ترک؛ چیزی که در آن درز یا فاصلهای ایجاد شده است.
#1473
پیتزا
اسم
غذایی ایتالیایی شامل خمیر گرد با سس گوجه و پنیر و مواد مختلف که در فر پخته میشود.
#1472
دینار
اسم
واحد پول برخی کشورها، بهویژه دینار عراق.
← Newer
Page 10 / 60
Older →
Play Today's Wordle