Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,771
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#1471
غواصی
اسم
عملِ شیرجه زدن و زیر آب رفتن برای شنا یا کار، معمولاً با تجهیزات.
#1470
پراپر
#1469
شمشیر
اسم
سلاحی تیغهدار و بلند برای جنگ یا دفاع.
#1468
متبحر
صفت
بسیار ماهر و کاربلد در یک کار یا رشته.
#1467
بیحدی
اسم
بیحدی یعنی بینهایت بودن یا بسیار زیاد بودنِ چیزی.
#1466
بافتی
فعل
«بافتی» یعنی «تو بافتی»؛ گذشتهٔ فعل «بافتن» (مثل بافتنِ لباس یا مو).
#1465
قیامی
صفت
صفتِ مربوط به قیام؛ یعنی ایستاده یا برخاسته (مثل «نمازِ قیامی»).
#1464
نکنده
#1463
نحیفی
اسم
لاغری و باریکیِ بدن؛ حالتِ خیلی لاغر بودن.
#1462
لاینز
اسم
«لاینز» معمولاً به معنی «خطها/لاینها» است (جمعِ «لاین» در کاربرد روزمره، مثل لاینهای مترو یا خطوط…
#1461
مغروق
صفت
غرقشده؛ کسی یا چیزی که در آب فرو رفته و از آب بیرون نیامده است.
#1460
خرقان
#1459
سیالی
اسم
حالتِ روان و جاری بودنِ یک ماده؛ قابلیتِ جریان یافتن (مثل مایع).
#1458
بگشتی
فعل
صورت گذشتهٔ «گشتن»؛ یعنی «برگشتی/بازگشتی» یا «تبدیل شدی».
#1457
آبادی
اسم
روستا یا محلِ مسکونیِ آباد و دارای سکنه.
#1456
آبرنگ
اسم
رنگ یا نقاشیای که با رنگهای محلول در آب روی کاغذ انجام میشود.
#1455
کروات
اسم
کراوات؛ پارچهای باریک که مردان معمولاً دور گردن و زیر یقهٔ پیراهن میبندند.
#1454
طالشی
صفت
منسوب به قوم و زبان تالشی؛ مربوط به مردم تالش در شمال ایران و جمهوری آذربایجان.
#1453
منزله
اسم
جایگاه و موقعیت یا مرتبهٔ کسی/چیزی.
#1452
گوگرد
اسم
گوگرد یک عنصر شیمیایی زردرنگ است که در کبریت و برخی مواد صنعتی بهکار میرود.
#1451
زیسته
صفت
«زیسته» یعنی زندگیکرده یا تجربهشده؛ چیزی که در عمل از سر گذرانده شده است.
#1450
تیاتر
اسم
نمایش یا هنر اجرای نمایش روی صحنه؛ تئاتر.
#1449
قشنگی
اسم
زیبایی و خوشگلی؛ حالت یا ویژگیِ قشنگ بودن.
#1448
دیدرس
#1447
کریمه
اسم
نام دخترانهٔ رایج به معنی «بخشنده/کریم» و نیز «زنِ بزرگوار».
#1446
صاعدی
نام خانوادگی «صاعدی» (مانند غلامحسین ساعدی)؛ بهعنوان صفت هم یعنی «بالارونده/صعودی».
#1445
بتازد
فعل
بهسرعت و با شتاب حرکت کند یا حملهور شود.
#1444
نمردی
فعل
«نمردی» یعنی «نَمُردی/نمیری»؛ بهصورت محاورهای برای سرزنش یا تعجب بهکار میرود: «هنوز نمردی؟».
#1443
سیامک
اسم
نامِ مردانهٔ فارسی (اسم پسر).
#1442
کشتیم
فعل
«کشتیم» یعنی «کشتن» در گذشتهٔ ساده برای «ما»؛ یعنی ما کسی/چیزی را کشتیم.
← Newer
Page 11 / 60
Older →
Play Today's Wordle