Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,757
کلمه روزانه و در حال افزایش
Classic
Speed Streak
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
#1427
اندوه
اسم
احساس غم و ناراحتی عمیق بهخاطر اتفاقی ناخوشایند یا از دست دادن چیزی.
#1426
ستنبه
صفت
strong, robust, powerful, bold
#1425
توسرخ
صفت
آدمی که چهرهاش سرخ و برافروخته است؛ معمولاً از خجالت یا عصبانیت.
#1424
نگنجی
فعل
«نگنجی» یعنی جا نشوی یا در چیزی جا نگیری (معمولاً خطاب به «تو»).
#1423
بستان
اسم
باغ یا بوستان؛ جایی که درخت و گل میکارند و نگهداری میکنند.
#1422
خیاره
اسم
خیاره یعنی خیار (معمولاً بهصورت محاورهای یا در ترکیبهایی مثل «خیارهفروش»).
#1421
میمیک
اسم
تقلیدِ حالتها و حرکات چهره برای نشاندادن احساسات یا رساندن پیام، معمولاً بدون حرفزدن.
#1420
مظلمه
اسم
ستم و ظلمی که به کسی شده و حقِ پایمالشدهٔ او.
#1419
مشغله
اسم
کارها و گرفتاریهای روزمره که باعث شلوغی و کمبود وقت میشود.
#1418
شمردی
فعل
«شمردی» یعنی «تو شمردی/حساب کردی»؛ گذشتهٔ فعل «شمردن» برای مخاطب.
#1417
سیلوا
#1416
فلاتی
صفت
صفتِ «فلات»؛ مربوط به فلات یا دارای ویژگیهای فلات (زمینِ نسبتاً هموار و بلند).
#1415
باهوش
صفت
کسی که هوش و درک بالایی دارد و سریع میفهمد.
#1414
هندسی
صفت
مربوط به هندسه یا دارای شکل و اندازهگیری دقیق و منظم.
#1413
دلاله
اسم
زنِ واسطه و دلال؛ کسی که بین خریدار و فروشنده یا خواستگار و خانواده واسطهگری میکند.
#1412
کوتهی
اسم
کوتاهی؛ کمبودنِ طول یا مدتِ چیزی.
#1411
معتمد
صفت
کسی که مورد اعتماد است و دیگران به او اطمینان دارند.
#1410
نقادی
اسم
بررسی و ارزیابی یک اثر یا موضوع با نگاه انتقادی و بیان نقاط قوت و ضعف آن.
#1409
افسوس
اسم
احساس پشیمانی و حسرت از چیزی که رخ داده یا از دست رفته است.
#1408
ممتاز
صفت
بسیار خوب و برتر از دیگران؛ عالی و درجهیک.
#1407
اسلیم
صفت
صفتِ «لاغر و باریکاندام»؛ معمولاً برای توصیف اندام یا لباسِ جذب بهکار میرود.
#1406
تاثیر
اسم
اثر یا نفوذی که چیزی بر چیز دیگر میگذارد و باعث تغییر یا نتیجه میشود.
#1405
مطلبی
اسم
چیزی که دربارهاش صحبت یا نوشته میشود؛ یک موضوع یا نکته.
#1404
اداری
صفت
مربوط به اداره و امور رسمی و سازمانی.
#1403
مشرقی
صفت
وابسته به شرق؛ شرقی، مربوط به ناحیه یا جهت شرق.
#1402
خرامم
فعل
«خرامم» یعنی با ناز و آرامی راه میروم.
#1401
معتاد
صفت
کسی که به مواد مخدر یا کاری وابستگی شدید دارد و ترک آن برایش سخت است.
#1400
الحاد
اسم
بیدینی و انکار وجود خدا یا دین.
#1399
بیفزا
فعل
صورت امریِ «افزودن»؛ یعنی چیزی را بیشتر کن یا اضافه کن.
#1398
چلاقی
اسم
حالت یا ویژگیِ چلاق بودن؛ ناتوانی در حرکت یا کارکرد طبیعیِ دستوپا.
← Newer
Page 12 / 59
Older →
Play Today's Wordle