Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,771
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#1411
معتمد
صفت
کسی که مورد اعتماد است و دیگران به او اطمینان دارند.
#1410
نقادی
اسم
بررسی و ارزیابی یک اثر یا موضوع با نگاه انتقادی و بیان نقاط قوت و ضعف آن.
#1409
افسوس
اسم
احساس پشیمانی و حسرت از چیزی که رخ داده یا از دست رفته است.
#1408
ممتاز
صفت
بسیار خوب و برتر از دیگران؛ عالی و درجهیک.
#1407
اسلیم
صفت
صفتِ «لاغر و باریکاندام»؛ معمولاً برای توصیف اندام یا لباسِ جذب بهکار میرود.
#1406
تاثیر
اسم
اثر یا نفوذی که چیزی بر چیز دیگر میگذارد و باعث تغییر یا نتیجه میشود.
#1405
مطلبی
اسم
چیزی که دربارهاش صحبت یا نوشته میشود؛ یک موضوع یا نکته.
#1404
اداری
صفت
مربوط به اداره و امور رسمی و سازمانی.
#1403
مشرقی
صفت
وابسته به شرق؛ شرقی، مربوط به ناحیه یا جهت شرق.
#1402
خرامم
فعل
«خرامم» یعنی با ناز و آرامی راه میروم.
#1401
معتاد
صفت
کسی که به مواد مخدر یا کاری وابستگی شدید دارد و ترک آن برایش سخت است.
#1400
الحاد
اسم
بیدینی و انکار وجود خدا یا دین.
#1399
بیفزا
فعل
صورت امریِ «افزودن»؛ یعنی چیزی را بیشتر کن یا اضافه کن.
#1398
چلاقی
اسم
حالت یا ویژگیِ چلاق بودن؛ ناتوانی در حرکت یا کارکرد طبیعیِ دستوپا.
#1397
تعویق
اسم
بهتعویقانداختن یا عقبانداختنِ انجامِ کاری به زمانِ بعد.
#1396
گداری
#1395
محکوم
صفت
کسی که از نظر دادگاه مجرم شناخته شده و به مجازات یا حکم مشخصی محکوم شده است.
#1394
مدنیت
اسم
وضعیت یا ویژگیِ متمدن بودن؛ فرهنگ و آداب و نظم اجتماعیِ یک جامعه.
#1393
مظلمت
اسم
دادخواهی و شکایت از ظلم و ستمی که به کسی شده است.
#1392
احسان
اسم
نیکی و کمک کردن به دیگران، بهویژه از روی مهربانی و بدون انتظار پاداش.
#1391
مزینی
#1390
لهیدن
فعل
له کردن و زیر پا یا فشار خرد و مچاله کردن.
#1389
موندو
#1388
کمندی
صفت
کمندی یعنی دارای کمند یا شبیه کمند؛ چیزی که به صورت حلقه یا طنابِ کمند است.
#1387
چلیکه
#1386
زرداب
اسم
مایع زردرنگی که از زخم یا جوش بیرون میآید و معمولاً نشانهٔ عفونت است.
#1385
خاقان
اسم
لقب پادشاه یا فرمانروای بزرگ، بهویژه در میان ترکان و مغولان.
#1384
سرمدی
صفت
همیشگی و جاودانه؛ بدون پایان.
#1383
آویشن
اسم
گیاهی معطر و دارویی از خانواده نعناعیان که بهعنوان ادویه و دمنوش استفاده میشود.
#1382
نهالی
اسم
نهالِ کوچک؛ گیاه یا درختِ جوانی که تازه کاشته شده یا برای کاشت آماده است.
← Newer
Page 13 / 60
Older →
Play Today's Wordle