Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,771 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1171
زبیده
زبیده
اسمنام زنانه؛ به معنی «برگزیده/گزیده» و گاهی به صورت لقب برای «چکیده و بهترینِ چیزی».
#1170
شینتو
شینتو
انگلیسی
#1169
کبریت
کبریت
اسموسیله‌ای کوچک برای روشن کردن آتش که با کشیدن روی سطح زبر شعله‌ور می‌شود.
#1168
کاهلی
کاهلی
اسمتن‌پروری و بی‌میلی به کار و تلاش؛ انجام ندادن کارها به‌خاطر سستی.
#1167
طاووس
طاووس
اسمپرنده‌ای بزرگ و زیبا با دم بلند و رنگارنگ که معمولاً نرِ آن دمش را باز می‌کند.
#1166
نیفکن
نیفکن
#1165
قمقمه
قمقمه
اسمبطری یا ظرف دربسته و قابل‌حمل برای نگهداری و نوشیدن آب یا نوشیدنی، مخصوصاً در سفر و ورزش.
#1164
ننالم
ننالم
فعل«ننالم» یعنی شکایت نکنم یا ناله و گله نکنم.
#1163
خرچنگ
خرچنگ
اسمجانوری دریایی با پوستهٔ سخت و دو چنگال بزرگ که به پهلو راه می‌رود.
#1162
هیجان
هیجان
اسمحالت برانگیختگی و شور و شوق یا اضطراب ناشی از یک رویداد یا احساس.
#1161
مجتبی
مجتبی
اسمنامِ مردانه به معنی «برگزیده/گزیده»؛ همچنین لقب امام حسن(ع).
#1160
تفرعن
تفرعن
اسمخودبزرگ‌بینی و رفتار متکبرانه و از بالا به دیگران نگاه کردن.
#1159
پرشاخ
پرشاخ
صفتدارای شاخ‌های زیاد یا شاخ‌وبرگ فراوان (مثلاً درخت پرشاخ).
#1158
تنظیف
تنظیف
اسمپاک‌کردن و تمیزکردنِ چیزی از آلودگی و گردوخاک؛ نظافت.
#1157
یابید
یابید
فعلصورت امری/التزامیِ «یافتن» به معنی «پیدا کنید/بیابید».
#1156
خاییم
خاییم
#1155
قولنج
قولنج
اسمدرد و گرفتگی شکم و روده (دل‌پیچه) که معمولاً با نفخ و اسپاسم همراه است.
#1154
زمینی
زمینی
صفتوابسته به زمین؛ روی زمین یا مربوط به سطح زمین (نه هوایی یا دریایی).
#1153
هجوگو
هجوگو
اسمکسی که هجو می‌گوید؛ شاعر یا نویسنده‌ای که دیگران را با شعر یا نوشتهٔ طنزآمیز و تند می‌نکوهد.
#1152
ضعیفه
ضعیفه
اسمزن؛ به‌ویژه در کاربرد عامیانه و گاه تحقیرآمیز به معنی «زنِ ضعیف».
#1151
نرخشی
نرخشی
#1150
تمسکی
تمسکی
#1149
میلچه
میلچه
#1148
ظلمات
ظلمات
اسمتاریکی‌ها؛ نبود یا کمبود نور، به‌ویژه در شب یا جاهای کم‌نور.
#1147
تطاول
تطاول
اسمدراز کردن دست یا تجاوز و دست‌درازی به حقِ دیگران.
#1146
سرایش
سرایش
اسمسرایش یعنی سرودن و آفریدن شعر یا ترانه.
#1145
بکردی
بکردی
فعلصورت محاوره‌ای/غیراستانداردِ «بکردی» یعنی «انجام دادی/کردی» (تو انجامش دادی).
#1144
چاپچی
چاپچی
اسمکسی که کار چاپ و چاپخانه را انجام می‌دهد؛ چاپگر.
#1143
تنافر
تنافر
اسمناسازگاری و عدم هماهنگی یا تضاد میان دو چیز یا دو نفر.
#1142
پریدم
پریدم
فعلگذشتهٔ «پریدن»؛ یعنی از جایی به جایی جَستن یا ناگهان بالا رفتن.