Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,772
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#842
اسبچه
اسم
اسب کوچک؛ کرهاسب.
#841
بتمرگ
#840
بشقاب
اسم
ظرفی معمولاً گرد و کمعمق برای سرو یا خوردن غذا.
#839
نخمان
#838
جراید
اسم
روزنامهها و نشریات چاپی که خبرها و مطالب روز را منتشر میکنند.
#837
شاعرک
اسم
شاعرک: شاعرِ کممایه یا تازهکار (معمولاً با لحن تحقیرآمیز).
#836
شگفتی
اسم
حالت یا چیزی که باعث تعجب و حیرت میشود.
#835
نمانم
فعل
«نمانم» یعنی «نمیمانم/باقی نمیمانم»؛ یعنی در جایی نمیمانم یا دوام نمیآورم.
#834
افعال
اسم
افعال یعنی کارها و اعمال؛ همچنین در دستور زبان به معنی «فعلها» است.
#833
بوکسی
صفت
مربوط به بوکس یا شبیه بوکس؛ معمولاً به دستکش یا سبکِ بوکس اشاره دارد.
#832
بوجود
اسم
بهوجود: حالتِ وجود داشتن یا پدید آمدن؛ معمولاً در ترکیب «بهوجود آمدن» یعنی ایجاد شدن.
#831
تضمین
اسم
تعهد یا ضمانت برای انجام درست کاری یا جبران خسارت در صورت انجام نشدن آن.
#830
پیروی
اسم
دنبالهروی و تبعیت از کسی یا چیزی؛ انجام دادن کار مطابق دستور یا الگو.
#829
کرستن
#828
هوسرل
#827
نغلتی
#826
بخروش
فعل
«بخروش» یعنی با خشم و هیجان فریاد بزن یا بهتندی اعتراض کن.
#825
گروید
فعل
صورت امریِ «گرویدن»؛ یعنی «بگرای/روی بیاور و پیروِ چیزی شو».
#824
گمراه
صفت
کسی که راه درست را گم کرده یا از مسیر درست منحرف شده است.
#823
هریسی
اسم
هریسه/هریسی: غذایی شبیه حلیم، از گندم و گوشت که معمولاً غلیظ و کشدار پخته میشود.
#822
بگسلد
فعل
«بگسلد» یعنی چیزی را پاره کند یا از هم جدا کند.
#821
اخگری
اسم
اخگری یعنی تکهای آتش یا زغالِ گداخته و کوچک (جرقه/پارهآتش).
#820
بغران
#819
فیضان
اسم
جوشش و سرریز شدنِ فراوانِ چیزی (مثل آب یا احساسات).
#818
بباری
فعل
صورت امریِ «باریدن»؛ یعنی «ببار» (مثلاً: باران بباری).
#817
گراید
#816
الیزی
#815
تعامل
اسم
رابطه و کنشِ متقابل میان افراد یا چیزها؛ دادوستد و اثرگذاری دوطرفه.
#814
داعشی
صفت
وابسته به داعش یا طرفدار داعش؛ عضو گروه داعش.
#813
گزافی
اسم
سخن یا ادعای اغراقآمیز و بیاساس؛ گزافهگویی.
← Newer
Page 32 / 60
Older →
Play Today's Wordle