Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,772 کلمه روزانه و در حال افزایش

#812
همسفر
همسفر
اسمکسی که همراهِ شما در یک سفر است و با هم مسیر یا هم‌راهی می‌کند.
#811
بهشهر
بهشهر
اسمبهشهر نام یک شهر در استان مازندران در شمال ایران است.
#810
نودهی
نودهی
#809
درمرو
درمرو
#808
سلاسل
سلاسل
اسمجمعِ «سلسله»؛ زنجیرها یا رشته‌ها/سری‌های پی‌درپی و مرتبط.
#807
الناز
الناز
اسم«الناز» نامِ دخترانهٔ رایج در فارسی است.
#806
تکوین
تکوین
اسمفرایند شکل‌گیری و پدید آمدنِ چیزی؛ ایجاد و تشکیل.
#805
پربار
پربار
صفتدارای محصول یا نتیجهٔ زیاد؛ پُرثمر و پُربرکت.
#804
لادگر
لادگر
#803
ژگوری
ژگوری
#802
معدلت
معدلت
اسمعدالت و دادگری؛ رعایت انصاف و برابری در رفتار و قضاوت.
#801
فرسود
فرسود
صفتکهنه و مستهلک؛ بر اثر گذر زمان یا استفاده زیاد فرسوده و از کارافتاده.
#800
گشایی
گشایی
پسوندِ «ـگشایی» به معنیِ عملِ باز کردن یا گشودنِ چیزی (مثل قفل‌گشایی، مشکل‌گشایی).
#799
جاوید
جاوید
صفتبه‌معنای ابدی و همیشگی؛ پایدار و فنا‌ناپذیر.
#798
نشنال
نشنال
صفتبه معنی «ملی»؛ مربوط به یک کشور یا ملت (معمولاً وام‌واژه از انگلیسی national).
#797
مهتری
مهتری
اسمبزرگی و برتری؛ مقام یا جایگاه بالاتر نسبت به دیگران.
#796
گارنر
گارنر
#795
بپریم
بپریم
فعلصورت امری/التزامیِ «پریدن» به معنی «بیا/بیایید بپریم؛ از جایی با جهش پایین برویم یا بجهیم».
#794
خفتان
خفتان
اسمنوعی زره یا جامهٔ جنگیِ ضخیم و بلند (معمولاً پنبه‌دوزی‌شده یا زنجیری).
#793
هیکلی
هیکلی
صفتکسی که هیکل درشت و بدن قوی یا تنومند دارد.
#792
بوآلو
بوآلو
#791
تپانی
تپانی
#790
نصیری
نصیری
صفتمنسوب به «نصیر»؛ نام خانوادگی یا صفتِ وابسته به شخصی به نام نصیر.
#789
یکایک
یکایک
قیدبه‌صورت تک‌تک و جداگانه؛ هر کدام به‌طور مستقل.
#788
طریقت
طریقت
اسمروش و شیوهٔ انجام کار یا رفتار؛ راه و رسم.
#787
پنگان
پنگان
#786
متکبر
متکبر
صفتکسی که خود را برتر از دیگران می‌داند و با غرور رفتار می‌کند.
#785
سمائی
سمائی
#784
ازغدی
ازغدی
#783
درایر
درایر
اسموسیلهٔ برقی برای خشک‌کردن مو با باد گرم (سشوار).