Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,758 کلمه روزانه و در حال افزایش

#798
نشنال
صفتبه معنی «ملی»؛ مربوط به یک کشور یا ملت (معمولاً وام‌واژه از انگلیسی national).
#797
مهتری
اسمبزرگی و برتری؛ مقام یا جایگاه بالاتر نسبت به دیگران.
#796
گارنر
#795
بپریم
فعلصورت امری/التزامیِ «پریدن» به معنی «بیا/بیایید بپریم؛ از جایی با جهش پایین برویم یا بجهیم».
#794
خفتان
اسمنوعی زره یا جامهٔ جنگیِ ضخیم و بلند (معمولاً پنبه‌دوزی‌شده یا زنجیری).
#793
هیکلی
صفتکسی که هیکل درشت و بدن قوی یا تنومند دارد.
#792
بوآلو
#791
تپانی
#790
نصیری
صفتمنسوب به «نصیر»؛ نام خانوادگی یا صفتِ وابسته به شخصی به نام نصیر.
#789
یکایک
قیدبه‌صورت تک‌تک و جداگانه؛ هر کدام به‌طور مستقل.
#788
طریقت
اسمروش و شیوهٔ انجام کار یا رفتار؛ راه و رسم.
#787
پنگان
cup; bowl
#786
متکبر
صفتکسی که خود را برتر از دیگران می‌داند و با غرور رفتار می‌کند.
#785
سمائی
#784
ازغدی
#783
درایر
#782
ستایی
#781
رادنی
#780
خارکن
اسمابزاری برای بیرون آوردن خار یا تیغ از بدن (مثل موچین یا وسیلهٔ مشابه).
#779
نریند
#778
آنتون
#777
جیبچه
اسمجیبچه یعنی جیب کوچک یا کیسهٔ کوچکی که روی لباس یا کیف دوخته می‌شود.
#776
آثاری
اسمجمعِ «اثر»؛ یعنی کارها یا نوشته‌ها و تولیدات هنری/علمیِ یک شخص یا مجموعه.
#775
هرگاه
قیدبه معنی «هر وقت/هر زمان که» و برای بیان شرط یا زمان وقوع چیزی به‌کار می‌رود.
#774
موروث
صفتچیزی که از گذشتگان به ارث رسیده و به وارث منتقل شده است.
#773
برمکش
#772
یاحقی
ندای «یا حق»؛ گفتنی برای تأکید بر حق‌گویی/درستی یا هنگام شروع کاری (مثل «یا حق!»).
#771
همدان
اسمهمدان نام یک شهر و مرکز استان همدان در غرب ایران است.
#770
رئیسه
اسمزنِ رئیس؛ مدیر یا مسئولِ یک مجموعه (صورت مؤنثِ «رئیس»).
#769
پرتخم