Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,764
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
#774
موروث
صفت
چیزی که از گذشتگان به ارث رسیده و به وارث منتقل شده است.
#773
برمکش
#772
یاحقی
ندای «یا حق»؛ گفتنی برای تأکید بر حقگویی/درستی یا هنگام شروع کاری (مثل «یا حق!»).
#771
همدان
اسم
همدان نام یک شهر و مرکز استان همدان در غرب ایران است.
#770
رئیسه
اسم
زنِ رئیس؛ مدیر یا مسئولِ یک مجموعه (صورت مؤنثِ «رئیس»).
#769
پرتخم
#768
اهداء
فعل
دادن یا تقدیم کردنِ چیزی به کسی، معمولاً بهعنوان هدیه یا برای یک هدف.
#767
روفته
صفت
«رفته»؛ یعنی کسی یا چیزی از جایی دور شده و دیگر آنجا نیست.
#766
صحافی
اسم
جلد کردن و صحافیِ کتاب یا دفتر؛ کارِ بستن و مرتبکردن برگها و گذاشتن جلد.
#765
حمدان
#764
رقیبی
اسم
کسی که با دیگری برای رسیدن به هدفی مشترک رقابت میکند؛ حریف.
#763
بگزید
فعل
گذشتهٔ «گزیدن»؛ یعنی نیش زد یا گاز گرفت.
#762
سیلیس
اسم
سیلیس مادهای معدنی (دیاکسید سیلیسیم) است که در شن و ماسه و سنگهایی مثل کوارتز یافت میشود.
#761
براثر
بهسببِ؛ در نتیجهٔ (چیزی).
#760
بتفتم
#759
شعاری
صفت
وابسته به شعار؛ حرفها یا کارهای پرادعا و تبلیغاتی که بیشتر جنبهٔ شعار دارد تا عمل.
#758
حریره
اسم
حریره نوعی غذای نرم و غلیظ شبیه فرنی است که معمولاً با آرد و شیر یا آب و شکر/عسل درست میشود.
#757
بگردم
فعل
«بگردم» یعنی «بگردم/دنبال چیزی یا کسی بگردم»؛ یعنی جستوجو کنم.
#756
آغازم
اسم
«آغازم» یعنی «شروعِ من» یا «ابتدای من».
#755
تلألو
اسم
درخشندگی و برقزدنِ نور؛ جلوهٔ براق و چشمگیر.
#754
فرمول
اسم
فرمول یعنی دستور یا رابطهٔ مشخص برای محاسبه یا ساختن چیزی، بهویژه در ریاضی و علوم.
#753
نپوشی
فعل
«نپوشی» یعنی لباس یا چیزی را نپوشی؛ شکل منفیِ «پوشیدن» برای «تو».
#752
رخشیم
#751
نشدنی
صفت
چیزی که انجامپذیر نیست یا امکان وقوع ندارد؛ غیرممکن.
#750
شکیبی
اسم
شکیبی یعنی صبر و بردباری در برابر سختیها و مشکلات.
#749
دهگان
اسم
دهگان: عددی که نشاندهندهٔ «دهتا» یا رقمِ دهگان در عددهای دو رقمی است.
#748
بریسی
#747
کبودی
اسم
تغییر رنگ پوست به آبی یا بنفش بر اثر ضربه یا خونمردگی.
#746
کراکر
اسم
نوعی بیسکویت/نان تُرد و خشکِ شور یا ساده که معمولاً بهعنوان میانوعده خورده میشود.
#745
دمادم
قید
پیاپی و پشتسرهم؛ بهطور مداوم و بیوقفه.
← Newer
Page 34 / 59
Older →
Play Today's Wordle