Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,772
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#752
رخشیم
#751
نشدنی
صفت
چیزی که انجامپذیر نیست یا امکان وقوع ندارد؛ غیرممکن.
#750
شکیبی
اسم
شکیبی یعنی صبر و بردباری در برابر سختیها و مشکلات.
#749
دهگان
اسم
دهگان: عددی که نشاندهندهٔ «دهتا» یا رقمِ دهگان در عددهای دو رقمی است.
#748
بریسی
#747
کبودی
اسم
تغییر رنگ پوست به آبی یا بنفش بر اثر ضربه یا خونمردگی.
#746
کراکر
اسم
نوعی بیسکویت/نان تُرد و خشکِ شور یا ساده که معمولاً بهعنوان میانوعده خورده میشود.
#745
دمادم
قید
پیاپی و پشتسرهم؛ بهطور مداوم و بیوقفه.
#744
مصطبه
اسم
سکوی کوتاه و پهنی کنار دیوار یا جلوی خانه برای نشستن یا گذاشتن وسایل.
#743
سیراف
اسم
سیراف نام یک بندر و شهر تاریخی در استان بوشهر، کنار خلیج فارس است.
#742
ارسال
اسم
فرستادن یا ارسال کردن چیزی به جایی یا برای کسی.
#741
ممدوح
اسم
کسی یا چیزی که مورد ستایش و تعریف قرار گرفته است.
#740
نهادم
فعل
«نهادم» یعنی «گذاشتم/قرار دادم»؛ شکل گذشتهٔ اولشخصِ فعل «نهادن».
#739
بیداد
اسم
ستم و ظلمِ شدید؛ رفتار ناعادلانه و حقکشی.
#738
زجاجی
صفت
شیشهای؛ ساختهشده از شیشه یا شبیه شیشه.
#737
گواتر
اسم
بزرگشدن غیرطبیعی غدهٔ تیروئید در گردن (گواتر).
#736
شاهدی
اسم
شاهدی یعنی مدرک یا نمونهای که برای اثبات یا تأیید یک ادعا به آن استناد میشود.
#735
مسرور
صفت
خوشحال و شادمان؛ کسی که از چیزی خرسند است.
#734
همایش
اسم
گردهمایی رسمی یا عمومی برای سخنرانی و تبادل نظر درباره یک موضوع.
#733
پرنقش
صفت
دارای نقشونگار زیاد؛ طرحدار و پر از نقش.
#732
رستید
فعل
«رستید» یعنی نجات یافتید یا از چیزی رهایی پیدا کردید.
#731
عفریت
اسم
موجودی خیالی و ترسناک شبیه جن؛ در گفتار روزمره به آدم بسیار بدجنس یا شرور هم گفته میشود.
#730
اگرها
اسم
«اگرها» یعنی مجموعهٔ شرطها و فرضهای «اگر…»؛ حرف زدن از احتمالها و اما و اگرها.
#729
نوقلم
#728
لمیدم
فعل
«لمیدم» یعنی دراز کشیدم و لم دادم (معمولاً برای استراحت).
#727
سوالی
صفت
صفتِ چیزی که به سؤال یا پرسش مربوط است؛ مانند «جملهٔ سوالی».
#726
فامیل
اسم
خانواده و خویشاوندان (بهویژه فامیل و بستگان).
#725
تلاقی
اسم
برخورد یا ملاقات دو چیز یا دو نفر با هم، مثل تلاقی دو خیابان یا دو نگاه.
#724
فلسفم
#723
مستمع
اسم
شنونده؛ کسی که به سخن یا برنامهای گوش میدهد.
← Newer
Page 35 / 60
Older →
Play Today's Wordle