Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,758
کلمه روزانه و در حال افزایش
Classic
Speed Streak
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
#738
زجاجی
صفت
شیشهای؛ ساختهشده از شیشه یا شبیه شیشه.
#737
گواتر
اسم
بزرگشدن غیرطبیعی غدهٔ تیروئید در گردن (گواتر).
#736
شاهدی
اسم
شاهدی یعنی مدرک یا نمونهای که برای اثبات یا تأیید یک ادعا به آن استناد میشود.
#735
مسرور
صفت
خوشحال و شادمان؛ کسی که از چیزی خرسند است.
#734
همایش
اسم
گردهمایی رسمی یا عمومی برای سخنرانی و تبادل نظر درباره یک موضوع.
#733
پرنقش
صفت
دارای نقشونگار زیاد؛ طرحدار و پر از نقش.
#732
رستید
فعل
«رستید» یعنی نجات یافتید یا از چیزی رهایی پیدا کردید.
#731
عفریت
اسم
موجودی خیالی و ترسناک شبیه جن؛ در گفتار روزمره به آدم بسیار بدجنس یا شرور هم گفته میشود.
#730
اگرها
اسم
«اگرها» یعنی مجموعهٔ شرطها و فرضهای «اگر…»؛ حرف زدن از احتمالها و اما و اگرها.
#729
نوقلم
#728
لمیدم
فعل
«لمیدم» یعنی دراز کشیدم و لم دادم (معمولاً برای استراحت).
#727
سوالی
صفت
صفتِ چیزی که به سؤال یا پرسش مربوط است؛ مانند «جملهٔ سوالی».
#726
فامیل
اسم
خانواده و خویشاوندان (بهویژه فامیل و بستگان).
#725
تلاقی
اسم
برخورد یا ملاقات دو چیز یا دو نفر با هم، مثل تلاقی دو خیابان یا دو نگاه.
#724
فلسفم
#723
مستمع
اسم
شنونده؛ کسی که به سخن یا برنامهای گوش میدهد.
#722
زینال
#721
گذرید
فعل
صورت امری/التزامیِ «گذشتن» به معنی عبور کنید یا بگذرید.
#720
سوسنی
صفت
وابسته به گلِ سوسن؛ شبیه یا رنگِ سوسن (معمولاً بهصورت صفت).
#719
ننهیم
فعل
«ننهیم» یعنی «قرار ندهیم/نگذاریم»؛ صورت اولشخص جمعِ فعل «نهادن» در زمان حال/التزامی.
#718
رگبرگ
اسم
رگبرگ به رگهای باریک و شاخهدارِ روی برگ گیاه گفته میشود.
#717
حسینه
اسم
نام زنانهٔ فارسی/عربی، مؤنثِ «حسین».
#716
اکوان
#715
سوفیا
a female given name
#714
رهاند
فعل
«رهاند» یعنی کسی/چیزی را از بند، خطر یا گرفتاری آزاد کرد و نجات داد.
#713
غمگین
صفت
اندوهگین و ناراحت؛ کسی یا چیزی که احساس غم دارد.
#712
زایچه
اسم
جدول یا نقشهٔ نجومیِ لحظهٔ تولد (طالعبینی) که موقعیت سیارات و برجها را نشان میدهد.
#711
کمپرس
اسم
پارچه یا پدِ گرم یا سرد که برای کاهش درد و ورم روی بدن میگذارند.
#710
پاتیل
اسم
دیگ یا قابلمهٔ بزرگ (معمولاً فلزی) برای پختوپز یا جوشاندن.
#709
نامید
فعل
گذشتهٔ «نامیدن»؛ یعنی کسی/چیزی را با نامی خواند یا اسمش را گفت.
← Newer
Page 35 / 59
Older →
Play Today's Wordle