Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,770 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1680
آماده
آماده
صفتمهیا و حاضر برای انجام کاری یا وقوع چیزی.
#1679
گذشتم
گذشتم
فعل«گذشتم» یعنی از چیزی عبور کردم یا از آن رد شدم.
#1678
غرابت
غرابت
اسمعجیب‌بودن یا نامأنوس‌بودنِ چیزی؛ حالتِ غیرعادی و غریب.
#1677
بتپیم
بتپیم
فعل«بتپیم» یعنی «بتپیم/بتپد»؛ شکل محاوره‌ایِ «بتپد» (از تپیدن)، مثل «قلبم بتپد».
#1676
خوناب
خوناب
اسممایع رقیق و آبکیِ آمیخته با خون که از زخم یا پس از شست‌وشو/جراحی بیرون می‌آید.
#1675
سیبکی
سیبکی
#1674
شمرید
شمرید
فعلصورت گذشتهٔ «شمردن» (شما): چیزی را حساب کردید یا تعدادش را تعیین کردید.
#1673
کبوتر
کبوتر
اسمپرنده‌ای از خانوادهٔ کبوتران که معمولاً در شهرها دیده می‌شود و به «pigeon» معروف است.
#1672
البسه
البسه
اسملباس‌ها و پوشاک؛ چیزهایی که برای پوشیدن به تن می‌کنند.
#1671
فصیحی
فصیحی
صفتمنسوب به فصیح؛ کسی که روان و درست و شیوا سخن می‌گوید.
#1670
ضدخبر
ضدخبر
#1669
سرسبز
سرسبز
صفتپر از سبزی و گیاه؛ دارای پوشش گیاهی سبز و شاداب.
#1668
همدلی
همدلی
اسمدرک و شریک شدن در احساسات و وضعیت دیگران همراه با همدردی و همراهی.
#1667
نکوخو
نکوخو
صفتخوش‌اخلاق و دارای رفتار و منش خوب.
#1666
هوایی
هوایی
صفتکسی که حواس‌پرت و خیال‌پرداز است و زیاد در فکر و رویاست.
#1665
اسقفی
اسقفی
صفتوابسته به اسقف یا مربوط به مقام و امور اسقفی (کلیسایی).
#1664
ببیند
ببیند
فعلصورت سوم‌شخص مفردِ فعل «دیدن» در زمان حال التزامی/امری: «او ببیند» یعنی «او ببیند/بگذارد ببیند».
#1663
سیادت
سیادت
اسمسیادت یعنی وابستگی به خاندان پیامبر و داشتن عنوان «سید» (از نسل امامان).
#1662
چاینا
چاینا
#1661
گریید
گریید
فعلصورت امریِ «گریستن»؛ یعنی «گریه کن» یا «بگری».
#1660
خراشم
خراشم
فعل«خراشم» یعنی «می‌خراشم»؛ چیزی را با ناخن یا جسم تیز می‌سایم و خط می‌اندازم.
#1659
بارتز
بارتز
#1658
کلیشه
کلیشه
اسمعبارت یا ایده‌ای تکراری و کلی که زیاد استفاده شده و تازگی ندارد.
#1657
برمند
برمند
#1656
سوختی
سوختی
noun: 'سوختی' (sookhti) means 'burnt' or 'something that has been burned.'
#1655
پرسنگ
پرسنگ
#1654
سرلکی
سرلکی
#1653
خشکند
خشکند
صورت محاوره‌ای «خشک‌اند»؛ یعنی آن‌ها خشک هستند یا خشک شده‌اند.
#1652
شنفتن
شنفتن
#1651
سریدی
سریدی