Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,773
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#573
نبیلی
#572
البدل
اسم
جایگزین؛ چیزی یا کسی که بهجای چیز یا شخص دیگری میآید.
#571
همروی
اسم
همراهی و همقدم شدن با کسی در مسیر یا کار.
#570
تسویر
#569
باخدا
صفت
کسی که خدا را باور دارد و اهل ایمان و دینداری است.
#568
تسلیم
اسم
تسلیم یعنی پذیرفتن شکست یا واگذار کردن خود/چیزی به طرف مقابل و دست کشیدن از مقاومت.
#567
آموزش
اسم
فرایند یاد دادن و یاد گرفتنِ دانش یا مهارت؛ آموزش و پرورش.
#566
معمور
اسم
کسی که از طرف سازمان یا دولت برای انجام کاری مأمور شده است.
#565
آغشتم
فعل
«آغشتم» یعنی «آغشته کردم/کردم»؛ چیزی را به مادهای (مثل رنگ یا سس) آلوده یا پوشیده کردم.
#564
خوافی
#563
بیامد
فعل
«بیامد» شکل گذشتهٔ «آمدن» است؛ یعنی «آمد» یا «رسید».
#562
وسوسه
اسم
میل یا فکرِ وسوسهانگیز برای انجام کاری (اغلب نادرست) یا تردید و دودلی ناشی از آن.
#561
مفلسی
اسم
حالتِ بیپولی و تنگدستی؛ فقر.
#560
سهیلا
اسم
نامِ دخترانهٔ فارسی/عربی؛ نامِ ستارهٔ «سهیل» (Canopus) نیز بهکار میرود.
#559
مستعد
صفت
دارای استعداد و توانایی برای یادگیری یا انجام کاری؛ با قابلیت پیشرفت.
#558
خیریه
اسم
سازمان یا مؤسسهای که برای کمک به نیازمندان و کارهای عامالمنفعه فعالیت میکند.
#557
پیشتر
قید
به معنی «قبلتر/زودتر»؛ در زمانی پیش از اکنون یا پیش از زمانِ دیگری.
#556
پژوهد
#555
مجریه
اسم
قوهٔ مجریه؛ بخش اجرایی حکومت که قوانین را اجرا و امور کشور را اداره میکند.
#554
فولام
#553
اقشار
اسم
گروهها و طبقات مختلف مردم در جامعه.
#552
کژبین
صفت
کسی که بدبین و بدگمان است و مسائل را منفی و با سوءظن میبیند.
#551
بریزم
فعل
«بریزم» یعنی «بریزَم»؛ فعل «ریختن» در اولشخص مفرد (من) برای ریختن یا اضافهکردن چیزی.
#550
بگماز
#549
حواله
اسم
سندی یا رسیدی برای پرداخت یا تحویل پول/کالا به شخص یا جای دیگر.
#548
دالبر
صفت
محبوب و دلنشین؛ کسی که دل را میبرد (معشوق).
#547
بنامی
«بنامی» یعنی «به نامِ»؛ برای نسبتدادن چیزی به یک نام یا عنوان (مثلاً به نامِ خدا).
#546
محارم
اسم
خویشاوندان نزدیک که ازدواج با آنها شرعاً ممنوع است و رعایت حجاب در برابرشان لازم نیست.
#545
بچشید
فعل
صورت امریِ «چشیدن» به معنی «مزه کنید/بچشید» (برای امتحان کردن طعم).
#544
ترهات
اسم
حرفهای بیاساس و بیمعنی؛ یاوهگویی و مزخرفات.
← Newer
Page 41 / 60
Older →
Play Today's Wordle