Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,773 کلمه روزانه و در حال افزایش

#333
صیرفی
صیرفی
اسمصرافی؛ محل یا کارِ تبدیل و خریدوفروش ارز و پول.
#332
نبوغی
نبوغی
صفتنبوغی: مربوط به نبوغ؛ دارای هوش و استعداد بسیار بالا (مثل «فکر نبوغی»).
#331
مرندی
مرندی
#330
گوگوش
گوگوش
اسمنام هنریِ فائقه آتشین، خواننده و بازیگر مشهور ایرانی.
#329
دلتنگ
دلتنگ
صفتاحساس غم و دلتنگی از دوریِ کسی یا چیزی و میل به دیدن یا داشتنِ دوبارهٔ آن.
#328
دودلی
دودلی
اسمحالت تردید و ناتوانی در تصمیم‌گیری بین دو انتخاب.
#327
نمونه
نمونه
اسمچیزی که به‌عنوان مثال یا نمونه‌ای از یک گروه یا نوع نشان داده می‌شود.
#326
شهروز
شهروز
اسمنامِ پسرانهٔ فارسی به معنی «شهرِ روز/شهرِ روشن» (نام شخص).
#325
نکارد
نکارد
#324
متقلب
متقلب
صفتکسی که با فریب یا تقلب قانون را دور می‌زند و کار نادرست می‌کند.
#323
کپسول
کپسول
اسمداروی کوچک و پوشیده در پوستهٔ ژلاتینی که برای بلعیدن مصرف می‌شود.
#322
انارک
انارک
اسمانارک یعنی انارِ کوچک (دانه یا میوهٔ انار در اندازهٔ کوچک).
#321
حضرات
حضرات
اسمجمعِ «حضرت»؛ عنوان احترام برای اشاره به چند نفر، مثل «حضرات آقایان» یا «حضرات محترم».
#320
نخشبی
نخشبی
#319
نبالم
نبالم
«نبالم» در گفتار محاوره‌ای یعنی «دنبالم/پشت سرم» (مثلاً: نیا نبالم).
#318
نرشتی
نرشتی
#317
تایلر
تایلر
#316
مکران
مکران
اسممَکُران نام ناحیه‌ای در جنوب‌شرق ایران (و بخشی از پاکستان) در کنار دریای عمان است.
#315
سبکسر
سبکسر
صفتآدم سبک‌مغز و کم‌عقل؛ کسی که رفتار و حرف‌هایش جدی و سنجیده نیست.
#314
آندره
آندره
#313
محروق
محروق
صفتسوخته یا دچار سوختگی (مثلاً بر اثر آتش یا حرارت).
#312
مرمان
مرمان
#311
نمایه
نمایه
اسمفهرست یا نمایه‌ای از موضوع‌ها و واژه‌ها برای پیدا کردن سریع اطلاعات (مثل نمایهٔ کتاب).
#310
عزیری
عزیری
#309
گدایی
گدایی
اسمعملِ درخواست پول یا کمک از دیگران، معمولاً در خیابان یا از روی نیاز.
#308
بشنود
بشنود
فعلصورتِ التزامیِ فعل «شنیدن» به معنی «بشنود/بشنود که»؛ یعنی «بشنود = بشنود/بشنود که = بشنود».
#307
نجنگم
نجنگم
فعلصورت منفیِ «بجنگم»؛ یعنی «من نجنگم» = من جنگ نکنم/درگیر نشوم.
#306
خاینی
خاینی
#305
اوتلو
اوتلو
#304
سایکس
سایکس