Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,773
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#303
آلرژی
اسم
واکنش حساسیتی بدن به مواد یا عوامل خاص مانند گرده، غذا یا دارو که میتواند علائمی مثل عطسه و خارش ای…
#302
ندمید
فعل
«ندمید» یعنی ندمید/نوزید؛ (باد) نوزید یا (گل) شکوفا نشد.
#301
کیهان
اسم
کیهان یعنی جهان و همهٔ هستی؛ مجموعهٔ فضا، ستارگان و کهکشانها.
#300
تحبیب
اسم
محبوبکردن یا ایجاد محبت و علاقه در دلِ کسی.
#299
آمیزش
اسم
رابطهٔ جنسی؛ همبستری.
#298
گفتنی
صفت
چیزی که ارزش گفتن دارد یا قابل گفتن است.
#297
بدفهم
صفت
کسی که حرف یا منظور دیگران را درست نمیفهمد و بد برداشت میکند.
#296
آدمکش
اسم
کسی که آدم میکشد؛ قاتل.
#295
خاریم
#294
زندان
اسم
محل نگهداری و حبس افراد بهعنوان مجازات یا تا زمان رسیدگی قضایی.
#293
جوییم
فعل
«جوییم» یعنی «ما میجوییم/دنبال چیزی میگردیم» (صورت اولشخص جمعِ فعلِ جستن).
#292
کمپین
اسم
مجموعهای از فعالیتهای برنامهریزیشده برای تبلیغ، اطلاعرسانی یا پیشبرد یک هدف (مثل انتخابات یا با…
#291
پوستر
اسم
برگهٔ بزرگ چاپی با تصویر و نوشته که برای اطلاعرسانی یا تبلیغ روی دیوار نصب میشود.
#290
سردشت
اسم
نام شهری در استان آذربایجان غربی ایران.
#289
گفتیم
فعل
«گفتیم» یعنی «ما گفتیم/ما بیان کردیم»؛ گذشتهٔ فعل «گفتن» برای اولشخص جمع.
#288
ماندم
فعل
«ماندم» یعنی «باقی ماندم/ماندم»؛ همچنین در گفتار روزمره یعنی «گیر کردم یا متحیر شدم».
#287
نایژه
#286
سروری
اسم
سروری یعنی آقایی و ریاست؛ حالتِ سرور و فرمانروایی بر دیگران.
#285
جهیدن
فعل
با جهش و پرش ناگهانی از جا بلند شدن یا به جلو رفتن.
#284
بسودم
فعل
«بسودم» یعنی «سودم/مالیدم»؛ چیزی را با دست یا وسیله روی سطحی کشیدم یا مالش دادم.
#283
دیوئی
صفت
صفتِ «دیو»؛ یعنی بسیار بزرگ، ترسناک یا شبیه دیو.
#282
برکشم
فعل
«برکشم» یعنی (من) چیزی را به بالا میکشم یا بیرون میکشم؛ مثل بالا کشیدن پرده یا کشیدن نفس.
#281
برزیل
اسم
کشوری در آمریکای جنوبی با پایتخت برازیلیا.
#280
اوشین
#279
قرمزی
اسم
حالت یا رنگِ قرمز بودن؛ سرخی.
#278
همراه
اسم
کسی که با دیگری همراه است؛ همسفر یا همدم.
#277
تعمید
اسم
آیینِ غسل و نامگذاریِ مذهبی (بهویژه در مسیحیت) برای پذیرش در دین.
#276
سرانه
صفت
بهازای هر نفر؛ سهم یا مقدار متوسط برای هر فرد (مثل درآمد سرانه).
#275
کاپلو
#274
تشابه
اسم
شباهت و همانندی میان دو یا چند چیز.
← Newer
Page 50 / 60
Older →
Play Today's Wordle