Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,880 کلمه روزانه و در حال افزایش

#200
فوکوس
فوکوس
اسمتمرکز یا نقطهٔ تمرکز؛ توجه دقیق به یک موضوع یا تنظیم وضوح دوربین/چشم روی چیزی.
#199
بلیزر
بلیزر
اسمژاکت یا کت نیمه‌رسمی شبیه کت‌وشلوار که معمولاً با شلوار متفاوت پوشیده می‌شود.
#198
ویروس
ویروس
اسمعامل بیماری‌زای بسیار ریز که در سلول‌های زنده تکثیر می‌شود و می‌تواند بیماری ایجاد کند.
#197
تکریت
تکریت
اسمتکریت نام شهری در عراق است (در استان صلاح‌الدین).
#196
رحمان
رحمان
صفتبسیار مهربان و بخشنده؛ از نام‌ها و صفات خداوند.
#195
نافرم
نافرم
صفتکسی یا چیزی که نامنظم و آشفته‌کار است و کارها را بی‌نظم انجام می‌دهد.
#194
بدوخت
بدوخت
فعلگذشتهٔ «دوختن»؛ چیزی را با سوزن و نخ به هم وصل کرد یا روی چیزی دوخت.
#193
بربکن
بربکن
#192
طبالی
طبالی
#191
نالیم
نالیم
اسمنوعی کفش یا دمپایی روفرشیِ پشت‌باز (معمولاً چرمی).
#190
وگرنه
وگرنه
برای بیان «در غیر این صورت» یا «و اگر نه» به‌کار می‌رود و نتیجهٔ خلافِ حالتِ گفته‌شده را می‌رساند.
#189
ممنوع
ممنوع
صفتچیزی که اجازه انجام یا ورود آن داده نشده و قدغن است.
#188
بلولد
بلولد
#187
نگایی
نگایی
اسمصورت محاوره‌ایِ «نگاهی»؛ یعنی یک نگاه کوتاه یا گذرا.
#186
نراقی
نراقی
صفتمنسوب به نَراق؛ اهل یا مربوط به شهر نَراق (در استان مرکزی).
#185
النگو
النگو
اسمدستبند حلقه‌ای و سفت (معمولاً از طلا یا فلز) که دور مچ دست می‌اندازند.
#184
تترون
تترون
#183
کشیدن
کشیدن
فعلبه‌سمت خود کشیدن یا جابه‌جا کردن چیزی با نیرو (مثل کشیدن در یا طناب).
#182
نبافم
نبافم
فعل«نبافم» یعنی «نبافم/نمی‌بافم»: عمل بافتن (مثل بافتن پارچه یا لباس) را انجام ندهم.
#181
آکنده
آکنده
صفتپر یا سرشار از چیزی؛ انباشته و مملو.
#180
مشتاق
مشتاق
صفتکسی که خیلی مشتاق و علاقه‌مند است و با اشتیاق منتظر چیزی یا کسی است.
#179
صدارت
صدارت
اسممقام و منصبِ نخست‌وزیری یا ریاست دولت.
#178
اریکو
اریکو
#177
نایین
نایین
اسمنام شهری در استان اصفهان (نایین).
#176
تلطیف
تلطیف
اسمملایم و لطیف کردنِ چیزی یا بهتر و خوشایندتر کردنِ فضا و حال‌وهوا.
#175
حوضچه
حوضچه
اسمحوضچه یعنی حوض یا استخر کوچک برای جمع شدن آب، مثل حوضچهٔ آب یا حوضچهٔ پارک.
#174
پرستد
پرستد
فعلصورتِ گذشتهٔ «پرستیدن»؛ یعنی عبادت کرد یا پرستش کرد.
#173
هراسی
هراسی
صفتترسیده یا همراه با ترس و اضطراب؛ حالتِ هراس‌زده.
#172
زیرین
زیرین
صفتپایینی؛ چیزی که در زیر یا بخش پایین‌ترِ چیزی دیگر قرار دارد.
#171
خفتگی
خفتگی
اسمحالت خفتن یا خواب‌آلودگی و سستیِ ناشی از خواب.