Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,774 کلمه روزانه و در حال افزایش

#64
نکندن
نکندن
فعل«نکندن» یعنی انجام ندادنِ کاری یا از انجام آن خودداری کردن.
#63
بابیت
بابیت
اسموابسته به باب و درِ ورودی؛ به‌ویژه به‌معنای «دروازه‌داری/دربانی» یا امور مربوط به در.
#62
مرغاب
مرغاب
اسمپرندهٔ آبزی شبیه اردک که در آب زندگی می‌کند.
#61
میدان
میدان
اسمفضای باز و عمومی در شهر، معمولاً در تقاطع خیابان‌ها، برای رفت‌وآمد و تجمع.
#60
پیرهن
پیرهن
اسملباسی برای پوشاندن بالاتنه که معمولاً آستین‌دار است و زیر کت یا به‌تنهایی پوشیده می‌شود.
#59
بشکست
بشکست
فعل«بشکست» یعنی شکست؛ چیزی را شکست یا خراب کرد (گذشتهٔ «شکستن»).
#58
حرمان
حرمان
اسممحرومیت و بی‌بهره‌ماندن از چیزی؛ نرسیدن به خواسته یا حق.
#57
گراند
گراند
صفتبه معنی «بزرگ و باشکوه»؛ معمولاً در ترکیب‌هایی مثل «هتل گراند» یا «گراند هتل».
#56
عدیده
عدیده
اسمگروهی از افراد یا چیزها؛ چند نفر/چند چیز.
#55
تعاون
تعاون
اسمهمکاری و کمک متقابل برای انجام یک کار یا رسیدن به هدفی مشترک.
#54
رهاگر
رهاگر
صفتکسی یا چیزی که رها می‌کند یا آزاد می‌سازد.
#53
قزاقی
قزاقی
صفتبه سبک و شیوهٔ قزاق‌ها؛ مربوط به قزاق‌ها.
#52
سوزید
سوزید
فعلگذشتهٔ «سوختن»؛ یعنی آتش گرفت یا بر اثر گرما/آتش آسیب دید.
#51
عدنان
عدنان
اسمنامِ مردانه (اسم خاص) در فارسی.
#50
طرقبه
طرقبه
#49
باحیا
باحیا
صفتکسی که شرم و حیا دارد و رفتار و پوشش متین و محترمانه‌ای دارد.
#48
تقویم
تقویم
اسمتقویم یعنی جدول یا سامانه‌ای برای نشان دادن روزها، ماه‌ها و سال و تعیین تاریخ.
#47
فراسو
فراسو
قیدآن‌سویِ چیزی؛ فراتر از یک حد یا مرز.
#46
بویژه
بویژه
قیدبه‌خصوص؛ برای تأکید بر اینکه چیزی از بقیه مهم‌تر یا مورد نظرتر است.
#45
خماند
خماند
#44
قصابی
قصابی
اسمشغل یا محل فروش و قطعه‌کردن گوشت؛ قصابی/گوشت‌فروشی.
#43
بداهت
بداهت
اسمتوانایی یا عملِ انجام دادن یا گفتنِ چیزی بی‌درنگ و بدون آمادگی قبلی؛ فی‌البداهه.
#42
پرستم
پرستم
فعل«پرستم» یعنی «پرستش می‌کنم/می‌پرستم»؛ کسی یا چیزی را می‌پرستم یا عبادت می‌کنم.
#41
سینیه
سینیه
#40
بسرشم
بسرشم
فعل«بسرشم» یعنی «بشمارم»؛ چیزی را با عدد حساب کنم.
#39
ضدجنگ
ضدجنگ
صفتمخالفِ جنگ؛ کسی یا چیزی که با جنگ و جنگ‌طلبی مخالفت می‌کند.
#38
کنعان
کنعان
اسمنام سرزمینی تاریخی در شام/فلسطین که در متون دینی و تاریخی آمده است.
#37
سرپیچ
سرپیچ
اسمپیچ یا زانوییِ لوله‌کشی که برای تغییر جهت مسیر لوله به کار می‌رود.
#36
فاتحی
فاتحی
اسمنام خانوادگیِ رایج به معنی «پیروز/فاتح» (کسی که پیروزی به‌دست می‌آورد).
#35
قبیله
قبیله
اسمگروهی از مردم با نَسَب و فرهنگ مشترک که معمولاً به‌صورت یک واحد اجتماعی زندگی می‌کنند.