Wordle
.
Global
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,774
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#34
طالوت
اسم
نام پادشاه بنیاسرائیل در قرآن (همان شائول).
#33
فشاند
فعل
صورت گذشتهٔ فعل «فشاندن»؛ یعنی چیزی را پاشید یا پراکند (مثل آب یا عطر).
#32
جاجیم
اسم
نوعی زیرانداز یا روانداز دستبافِ نازک و راهراه از پشم یا پنبه.
#31
پرولع
#30
حکیمه
اسم
زنِ حکیم؛ زنِ دانا و خردمند (گاهی بهعنوان نامِ دخترانه هم بهکار میرود).
#29
گندمک
اسم
گندمک: گندم برشته یا پفکرده که معمولاً بهعنوان تنقلات خورده میشود.
#28
ژوکوف
#27
آفاقی
صفت
جهانی و مربوط به افقها و جهان بیرون؛ در برابرِ «انفسی» (درونی).
#26
منکوب
صفت
کوبیده و لهشده؛ همچنین (در کاربرد روزمره) سرکوبشده و مغلوب.
#25
سکسکه
اسم
انقباضهای ناگهانی و غیرارادی دیافراگم که باعث «هیک» زدن میشود.
#24
کروکی
اسم
نقشه یا طرح ساده و سریع از یک مسیر یا مکان برای نشان دادن موقعیتها و راهها.
#23
حدیقه
اسم
باغ یا بوستان؛ فضای سبزِ محصور با درخت و گل.
#22
گذرند
فعل
صورت سومشخص جمعِ فعل «گذشتن» در زمان حال/آینده: «آنها میگذرند» یعنی عبور میکنند یا سپری میشوند.
#21
اروند
اسم
نام رودخانهای در جنوبغرب ایران (اروندرود/شطالعرب).
#20
احاطه
اسم
در بر گرفتن و دور تا دور چیزی را پوشاندن یا احاطه داشتن بر آن.
#19
کاشفی
اسم
کسی که چیزی را کشف میکند؛ کاشف یا یابنده.
#18
دیکنز
اسم
نام خانوادگی نویسندهٔ انگلیسی «چارلز دیکنز».
#17
ضرغام
اسم
شیر نر؛ بهطور کلی به معنی شیر (حیوان).
#16
فسفات
اسم
ترکیب شیمیاییِ نمک یا استرِ اسید فسفریک که در کودها و مواد شوینده هم بهکار میرود.
#15
میمون
اسم
حیوانی پستاندار از راستهٔ نخستیها با دستهای گیرنده و معمولاً دم، شبیه انسان.
#14
خارجه
صفت
«خارجه» یعنی بیرون از کشور؛ معمولاً در ترکیبهایی مثل «وزارت خارجه» به معنی امور خارجی.
#13
طرفگی
اسم
طرفداری و جانبداری از کسی یا چیزی.
#12
نسفتم
#11
اماها
«اماها» به معنی «اما»های پیاپی یا حرفِ «اما» به صورت جمع/تکراری در گفتار است.
#10
ناکام
صفت
کسی که در رسیدن به هدف یا خواستهاش موفق نشده است؛ ناموفق.
#9
یکرنگ
صفت
صادق و بیریا؛ کسی که دورویی و نیرنگ ندارد.
#8
بپاشم
فعل
«بپاشم» یعنی چیزی را به صورت ذرات ریز روی جایی پخش کنم (مثل نمک یا آب).
#7
بهتان
اسم
تهمت و نسبتِ دروغ به کسی؛ افترا.
#6
فتاحی
نام خانوادگیِ رایج در فارسی (فَتّاحی).
#5
بوسید
فعل
گذشتهٔ فعل «بوسیدن»؛ یعنی کسی را بوسه زد.
← Newer
Page 59 / 60
Older →
Play Today's Wordle