Wordle
.
Global
Wordle فارسی
/
آرشیو
Wordle فارسی · Archive
همه کلمات
1,894
کلمه روزانه و در حال افزایش
Daily Puzzle
Dordle
Quordle
Octordle
Sedecordle
Duotrigordle
Speed Streak
Globle
Mathle
Waffle
Queens
#1684
گفتیم
فعل
«گفتیم» یعنی «ما گفتیم/ما بیان کردیم»؛ گذشتهٔ فعل «گفتن» برای اولشخص جمع.
#1683
درایو
اسم
درایو: عمل یا مسیر رانندگی/راندن خودرو (مثلاً رفتن با ماشین).
#1682
تحلیل
اسم
بررسی و تجزیهکردن یک موضوع یا دادهها برای فهم بهتر و نتیجهگیری.
#1681
اطهار
اسم
«اطهار» جمعِ «طاهر» است و در کاربرد رایج به «پاکان/پاکیزگان» (بهویژه اهلبیت) گفته میشود.
#1680
آماده
صفت
مهیا و حاضر برای انجام کاری یا وقوع چیزی.
#1679
گذشتم
فعل
«گذشتم» یعنی از چیزی عبور کردم یا از آن رد شدم.
#1678
غرابت
اسم
عجیببودن یا نامأنوسبودنِ چیزی؛ حالتِ غیرعادی و غریب.
#1677
بتپیم
فعل
«بتپیم» یعنی «بتپیم/بتپد»؛ شکل محاورهایِ «بتپد» (از تپیدن)، مثل «قلبم بتپد».
#1676
خوناب
اسم
مایع رقیق و آبکیِ آمیخته با خون که از زخم یا پس از شستوشو/جراحی بیرون میآید.
#1675
سیبکی
#1674
شمرید
فعل
صورت گذشتهٔ «شمردن» (شما): چیزی را حساب کردید یا تعدادش را تعیین کردید.
#1673
کبوتر
اسم
پرندهای از خانوادهٔ کبوتران که معمولاً در شهرها دیده میشود و به «pigeon» معروف است.
#1672
البسه
اسم
لباسها و پوشاک؛ چیزهایی که برای پوشیدن به تن میکنند.
#1671
فصیحی
صفت
منسوب به فصیح؛ کسی که روان و درست و شیوا سخن میگوید.
#1670
ضدخبر
اسم
خبر یا روایتی که برای رد یا بیاعتبار کردن یک خبر دیگر منتشر میشود.
#1669
سرسبز
صفت
پر از سبزی و گیاه؛ دارای پوشش گیاهی سبز و شاداب.
#1668
همدلی
اسم
درک و شریک شدن در احساسات و وضعیت دیگران همراه با همدردی و همراهی.
#1667
نکوخو
صفت
خوشاخلاق و دارای رفتار و منش خوب.
#1666
هوایی
صفت
کسی که حواسپرت و خیالپرداز است و زیاد در فکر و رویاست.
#1665
اسقفی
صفت
وابسته به اسقف یا مربوط به مقام و امور اسقفی (کلیسایی).
#1664
ببیند
فعل
صورت سومشخص مفردِ فعل «دیدن» در زمان حال التزامی/امری: «او ببیند» یعنی «او ببیند/بگذارد ببیند».
#1663
سیادت
اسم
سیادت یعنی وابستگی به خاندان پیامبر و داشتن عنوان «سید» (از نسل امامان).
#1662
چاینا
#1661
گریید
فعل
صورت امریِ «گریستن»؛ یعنی «گریه کن» یا «بگری».
#1660
خراشم
فعل
«خراشم» یعنی «میخراشم»؛ چیزی را با ناخن یا جسم تیز میسایم و خط میاندازم.
#1659
بارتز
#1658
کلیشه
اسم
عبارت یا ایدهای تکراری و کلی که زیاد استفاده شده و تازگی ندارد.
#1657
برمند
#1656
سوختی
noun: 'سوختی' (sookhti) means 'burnt' or 'something that has been burned.'
#1655
پرسنگ
← Newer
ui.page 8 / 64
Older →
ui.play_todays_wordle