Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,771 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1561
مکنزی
مکنزی
#1560
سنبید
سنبید
#1559
آهنجد
آهنجد
#1558
چاپید
چاپید
فعلبه‌طور ناگهانی و سریع چیزی را دزدید یا قاپید.
#1557
نخیزد
نخیزد
فعل«نخیزد» یعنی بلند نشود یا از جا برنخیزد.
#1556
زینتی
زینتی
صفتچیزی که برای زیبایی و تزیین به کار می‌رود یا جنبهٔ تزیینی دارد.
#1555
همدوش
همدوش
صفتهمراه و هم‌قدمِ کسی؛ کسی که کنارِ دیگری راه می‌رود یا همراه اوست.
#1554
منحله
منحله
صفتحل‌شده یا منحل‌شده؛ به‌ویژه دربارهٔ سازمان/گروهی که از هم پاشیده و پایان یافته است.
#1553
ننشست
ننشست
فعل«ننشست» شکل منفیِ گذشتهٔ فعل «نشستن» است؛ یعنی «او/آن نَشَست» یا «ننشستند».
#1552
تفلون
تفلون
اسمپوشش یا جنس نچسبِ ظروف پخت‌وپز (نام تجاری تفلون).
#1551
اهرمن
اهرمن
اسمشیطان؛ موجودی بسیار بد و شرور (در گفتار روزمره برای آدم خیلی بد هم به‌کار می‌رود).
#1550
خرکار
خرکار
اسمبه‌طور عامیانه به کسی می‌گویند که کارهای سخت و طاقت‌فرسا انجام می‌دهد یا بارِ کار را به دوش می‌کشد.
#1549
بگذری
بگذری
فعلصورت التزامیِ «گذشتن»؛ یعنی از جایی عبور کنی یا از چیزی بگذری.
#1548
ماهرخ
ماهرخ
#1547
شرابه
شرابه
اسممایعِ الکلیِ حاصل از تخمیر (مثل شراب)؛ نوشیدنیِ مست‌کننده.
#1546
بندیم
بندیم
فعل«بندیم» یعنی «ببندیم»؛ کاری را ببندیم یا گره بزنیم (صورت محاوره‌ای/کوتاه‌شده).
#1545
رویتر
رویتر
اسمدستگاه شبکه که اینترنت را بین چند دستگاه پخش می‌کند و مسیر داده‌ها را در شبکه تعیین می‌کند.
#1544
ایوری
ایوری
#1543
بربجه
بربجه
#1542
تهمتن
تهمتن
اسملقب رستم در شاهنامه؛ پهلوانی بسیار نیرومند و دلیر.
#1541
مپیرا
مپیرا
#1540
مرجوع
مرجوع
صفتکالایی که پس داده شده یا قابل پس دادن به فروشنده است.
#1539
کنتور
کنتور
اسمدستگاهی برای اندازه‌گیری و ثبت مقدار مصرف یا عبور چیزی مثل برق، آب یا گاز.
#1538
راحله
راحله
اسمنامِ زنانه (اسم دختر) در فارسی.
#1537
چلانی
چلانی
#1536
مولوی
مولوی
اسملقب و نام رایجِ شاعر و عارف بزرگ «جلال‌الدین محمد بلخی» (رومی).
#1535
شطحیه
شطحیه
اسمنوشته یا گفتار صوفیانه و عرفانیِ غیرمعمول و گاه paradoxical که از حالِ وجد و بی‌خودی بیان می‌شود.
#1534
برازی
برازی
#1533
رنجید
رنجید
فعلدلخور و ناراحت شد؛ از کسی یا چیزی رنجش پیدا کرد.
#1532
نبیند
نبیند
فعلصورت منفیِ «ببیند»؛ یعنی «نمی‌بیند/نبیند» (نمی‌تواند یا نمی‌خواهد چیزی را ببیند).