Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,758 کلمه روزانه و در حال افزایش

#138
زبانا
#137
عمامه
اسمپارچه‌ای بلند که دور سر می‌پیچند و به‌عنوان پوشش سر، به‌ویژه توسط روحانیان، استفاده می‌شود.
#136
درنده
اسمpredator
#135
گروهک
اسمگروه کوچک، به‌ویژه یک دسته یا سازمان سیاسیِ کوچک و معمولاً مخالف.
#134
اباحه
اسممجاز بودن یا اجازه داشتنِ انجامِ کاری؛ رفعِ ممنوعیت.
#133
نبارد
فعل«نبارد» یعنی (باران یا برف) نبارد و نریزد؛ بارش نکند.
#132
بزنند
فعلصورت سوم‌شخص جمعِ فعل «زدن» در وجه التزامی/امری: «بزنند» یعنی «آن‌ها بزنند/بگذار بزنند».
#131
بنوشم
فعل«بنوشم» یعنی «بخورم/بیاشامم»؛ شکل اول‌شخص مفردِ فعل «نوشیدن» (معمولاً برای نوشیدن مایعات).
#130
زنهار
Interjectionbeware
#129
نلولد
#128
شعبات
اسمجمعِ «شعبه»؛ بخش‌ها یا واحدهای جداگانهٔ یک سازمان/اداره (مثل شعبات بانک).
#127
ممسنی
اسمزنِ میانسال یا رو به پیری؛ معمولاً به‌صورت محاوره‌ای و گاهی با لحن تحقیرآمیز.
#126
نوشته
اسمwriting
#125
بمانی
فعل«بمانی» یعنی «بمانی/باقی بمانی»؛ معمولاً به‌صورت دعا یا آرزو: «امیدوارم بمانی».
#124
حمیده
اسمنامِ دخترانه؛ شکل مؤنثِ «حمید» به معنی ستوده و پسندیده.
#123
ژنتیک
اسمعلم و دانش مربوط به ژن‌ها و وراثت و چگونگی انتقال ویژگی‌ها از والدین به فرزندان.
#122
موهوم
صفتخیالی و غیرواقعی؛ چیزی که وجود واقعی ندارد و فقط در ذهن تصور می‌شود.
#121
یونجه
اسمگیاهی علوفه‌ای با برگ‌های ریز که برای خوراک دام کشت می‌شود.
#120
اکتور
اسمفاکتور؛ برگه یا سندی که جزئیات و مبلغ خرید یا فروش را نشان می‌دهد.
#119
لغزان
صفتچیزی که روی سطح می‌لغزد یا سر می‌خورد؛ لیز و لغزنده.
#118
حاجبی
#117
مگزار
#116
نگندی
#115
شعبده
اسمهنرنماییِ تردستی و حقه‌بازی برای شگفت‌زده کردن دیگران، مثل کارهای شعبده‌باز.
#114
تعمیم
اسمگسترش دادن یک حکم یا نتیجه از موردی خاص به موارد مشابه و کلی‌تر.
#113
غبغبه
اسمبرآمدگی و غبغبِ زیر چانه؛ چانهٔ دوتایی.
#112
خیرگی
اسمحالت خیره شدن یا نگاه ثابت و بی‌پلک به چیزی یا کسی.
#111
پاکدل
صفتکسی که نیت و دل پاک و بی‌غل‌وغش دارد و صادق و خیرخواه است.
#110
ملطفه
اسمشوخی یا لطیفهٔ کوتاه و بامزه که برای خنداندن گفته می‌شود.
#109
کندیم
فعل«کندیم» یعنی «کندن/حفر کردن» را انجام دادیم؛ چیزی را از زمین یا جایش بیرون آوردیم.