Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,775 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1775۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
?????
کلمه امروز — بازی کنید تا آشکار شود!
#1774
رختکن
رختکن
اسماتاق یا فضایی برای تعویض لباس، معمولاً در استخر، باشگاه یا سالن‌های ورزشی.
#1773
ابعاد
ابعاد
#1772
پنکیک
پنکیک
اسمنوعی کیک نازک و گرد که در تابه پخته می‌شود و معمولاً با عسل، شیره یا میوه خورده می‌شود.
#1771
ژاپنی
ژاپنی
صفتوابسته به کشور ژاپن یا مردم آن؛ همچنین زبان ژاپنی.
#1770
ایجاد
ایجاد
اسمبه‌وجود آوردن یا ساختن چیزی؛ ایجاد کردن.
#1769
گذاشت
گذاشت
فعل«گذاشت» گذشتهٔ «گذاشتن» است؛ یعنی چیزی را جایی قرار داد یا گذاشت.
#1768
کانال
کانال
اسممسیر یا مجرایی برای عبور آب یا انتقال پیام، مثل کانال آب یا کانال تلگرام.
#1767
آفتاب
آفتاب
اسمخورشید؛ ستاره‌ای که روزها نور و گرما به زمین می‌دهد.
#1766
صابون
صابون
اسمماده‌ای شوینده برای شستن دست، بدن یا لباس که معمولاً جامد یا مایع است.
#1765
ساخته
ساخته
صفت«ساخته» یعنی چیزی که ساخته یا تولید شده و طبیعی نیست؛ همچنین به معنی «درست‌شده/ساخته‌شده» است.
#1764
تعقیب
تعقیب
اسمدنبال کردن و پیگیریِ کسی یا چیزی، به‌ویژه برای گرفتن یا رسیدن به آن.
#1763
ضربات
ضربات
اسمجمعِ «ضربه»؛ به معنی چند ضربه یا حملهٔ پیاپی (مثل ضربات مشت یا چاقو).
#1762
ابزار
ابزار
اسموسیله یا ابزار کاری که برای انجام یک کار یا ساختن چیزی به کار می‌رود.
#1761
سفارش
سفارش
اسمدرخواست خرید یا تهیهٔ کالا/خدمت از کسی یا جایی؛ مثل سفارش غذا.
#1760
تاریک
تاریک
صفتبدون نور یا با نور کم؛ روشن نبودن.
#1759
پلازا
پلازا
اسممیدان یا فضای باز عمومی در شهر، معمولاً جلوی ساختمان‌ها یا در مرکز خرید.
#1758
تجارت
تجارت
اسمخرید و فروش کالا یا خدمات برای کسب سود؛ دادوستد و بازرگانی.
#1757
مهمات
مهمات
اسمگلوله‌ها و مواد انفجاریِ مورد استفاده در سلاح‌ها و جنگ.
#1756
معتبر
معتبر
صفتقابل اعتماد و دارای اعتبار؛ رسمی و پذیرفته‌شده.
#1755
کشمکش
کشمکش
اسمدرگیری و کشاکش میان دو طرف؛ جدال یا تنش برای رسیدن به هدف یا حل اختلاف.
#1754
خسارت
خسارت
اسمزیان یا ضرری که به کسی یا چیزی وارد می‌شود، به‌ویژه خسارت مالی.
#1753
ببینم
ببینم
فعل«ببینم» یعنی «اجازه بده ببینم/بگذار ببینم» و برای شروعِ پرسش یا بررسی چیزی به‌کار می‌رود.
#1752
نوسان
نوسان
اسمبالا و پایین شدن یا تغییر رفت‌وبرگشتیِ مقدار یا وضعیت (مثل قیمت، دما یا ولتاژ) در طول زمان.
#1751
متحرک
متحرک
صفتدارای حرکت؛ چیزی که جابه‌جا می‌شود یا ثابت نیست.
#1750
ایشون
ایشون
ضمیر اشاره/شخص برای خطاب محترمانه به «او» یا «آن‌ها» (معمولاً دربارهٔ یک نفر).
#1749
انکار
انکار
اسمانکار یعنی نپذیرفتن یا رد کردنِ یک گفته، ادعا یا واقعیت.
#1748
پنجره
پنجره
اسمبازشویی در دیوار یا سقف که با شیشه یا قاب پوشیده می‌شود و نور و هوا را به داخل می‌آورد.
#1747
زمانی
زمانی
قیدبه معنی «وقتی که/در زمانی که» و برای اشاره به یک زمان یا شرط در جمله به‌کار می‌رود.
#1746
درمان
درمان
اسمدرمان یعنی معالجه و اقدام برای بهبود بیماری یا درد.