← Play Wordle فارسی

Wordle فارسی — همه کلمات

1,757 کلمه روزانه و در حال افزایش

ج
و
ا
ئ
ز

#167 · ۱۲ آذر ۱۴۰۰

جمعِ «جایزه»؛ پاداش‌ها یا هدیه‌هایی که به برندگان یا افراد داده می‌شود.

ب
ا
ه
د
ف

#166 · ۱۱ آذر ۱۴۰۰

دارای هدف و مقصود مشخص؛ هدفمند.

ا
س
پ
و
ک

#165 · ۱۰ آذر ۱۴۰۰

گ
ر
و
ی
ی

#164 · ۹ آذر ۱۴۰۰

ک
س
ا
ی
ی

#163 · ۸ آذر ۱۴۰۰

«کسایی» یعنی «افرادی/کسانی» (جمعِ «کسی»)، برای اشاره به چند نفر به‌طور کلی.

ث
ا
م
ن
ی

#162 · ۷ آذر ۱۴۰۰

ا
م
ی
ر
ک

#161 · ۶ آذر ۱۴۰۰

نامِ پسرانهٔ فارسی (صورتِ کوچک‌شدهٔ «امیر»)، به معنی «امیرِ کوچک/شاهزاده».

ج
س
ت
ن
ی

#160 · ۵ آذر ۱۴۰۰

چیزی که باید جست‌وجو یا پیدا شود؛ موردِ جست‌وجو.

ن
ی
ف
ت
د

#159 · ۴ آذر ۱۴۰۰

«نیفتد» یعنی «نیفتد/سقوط نکند»؛ شکل منفیِ «افتادن» در زمان حال/آینده (او/آن نیفت…

آ
ب
ی
ا
ر

#158 · ۳ آذر ۱۴۰۰

کسی که به آبیاریِ زمین‌ها و باغ‌ها می‌پردازد.

ت
و
پ
چ
ه

#157 · ۲ آذر ۱۴۰۰

توپ کوچک؛ به‌ویژه توپ بازیِ بچه‌ها.

ر
ج
ی
ن
ا

#156 · ۱ آذر ۱۴۰۰

نامِ زنانه (برگرفته از Regina) به معنی «ملکه».

ن
خ
س
ب
م

#155 · ۳۰ آبان ۱۴۰۰

«نخسبم» یعنی نخوابم؛ به خواب نروم.

م
ق
د
م
ه

#154 · ۲۹ آبان ۱۴۰۰

بخش آغازینِ یک متن یا سخن که برای معرفی موضوع و آماده‌کردن مخاطب می‌آید.

ر
خ
ت
ک
ن

#153 · ۲۸ آبان ۱۴۰۰

dressing room

ت
ق
ا
ع
د

#152 · ۲۷ آبان ۱۴۰۰

بازنشستگی؛ کناره‌گیری از کار و دریافت حقوق بازنشستگی.

ه
ف
ت
ک
ل

#151 · ۲۶ آبان ۱۴۰۰

نام یک شهر در استان خوزستان ایران.

ت
ن
ا
ف
ی

#150 · ۲۵ آبان ۱۴۰۰

ناسازگاری یا تضاد میان دو چیز یا دو گفته که با هم جمع نمی‌شوند.

ن
ا
ق
ل
ا

#149 · ۲۴ آبان ۱۴۰۰

ش
م
ا
ل
ی

#148 · ۲۳ آبان ۱۴۰۰

وابسته به شمال یا واقع در سمت شمال؛ شمالی.

ع
ا
د
ت
ا

#147 · ۲۲ آبان ۱۴۰۰

به‌طور معمول و طبق عادت؛ اغلب.

پ
ر
و
ی
ز

#146 · ۲۱ آبان ۱۴۰۰

نامِ مردانهٔ فارسی (نامِ شخص).

ن
م
ر
د
ن

#145 · ۲۰ آبان ۱۴۰۰

نمردن یعنی زنده ماندن و از مرگ نجات یافتن.

ب
م
و
ق
ع

#144 · ۱۹ آبان ۱۴۰۰

به‌موقع یعنی در زمان مناسب و درست، نه دیر و نه زود.

ن
ل
ر
ز
ی

#143 · ۱۸ آبان ۱۴۰۰

«نلرزی» یعنی نلرزید/نلرز؛ به‌صورت امری یا نهی: «نلرز!» یا «نلرزی!» (یعنی نترس/بد…

د
ر
ج
ا
ت

#142 · ۱۷ آبان ۱۴۰۰

جمعِ «درجه»؛ معمولاً به معنی درجه‌ها/مراتب یا واحدهای اندازه‌گیری مثل درجهٔ دما …

پ
ا
د
ا
ر

#141 · ۱۶ آبان ۱۴۰۰

دارای پا؛ کسی یا چیزی که پا دارد یا روی پا می‌ایستد.

د
ر
ت
ا
ج

#140 · ۱۵ آبان ۱۴۰۰

غ
ز
ا
ل
ه

#139 · ۱۴ آبان ۱۴۰۰

آهو؛ جانوری شبیه گوزن با بدن باریک و پاهای بلند.

ز
ب
ا
ن
ا

#138 · ۱۳ آبان ۱۴۰۰

Global Stats · Open source on GitHub